مصير فرستادند . و هم درين * سال عثمان پاشا از جانب خوندگار مرتبهء ديگر مقرر شده به شهر زور آمدند « 1 » . سرخاب كرد بىآنكه جنگ كند قلعه را انداخته به مرويان « 2 » آمد . روميان بر آن ديار بىجدال و كارزار مستولى شدند .
و هم درين سال در بلاد هند سه پادشاه نامدار از غم آباد « 3 » فانى به نعيم جاودانى رحلت نمودند و هرج و مرج در اطراف ممالك هندوستان شايع شد . اول سليمانشاه بن شير خان افغانى « 4 » كه والى بلاد هند بود . دوم سلطان محمود خان والى گجرات . سيوم نظام الملك فرمانفرماى ولايت دكن و مولانا قاسم كاهى كابلى اين قطعه را در آن واقعه گفته . قطعه « 5 » :
سه خسرو را قران آمد به يك سال * كه هند از عدلشان دار الامان بود
يكى محمود شاهنشاه گجرات * كه همچون دولت خود نوجوان بود
دوم « 6 » اسلام شه سلطان دلى « 7 » * كه در هندوستان صاحبقران بود
سيم آمد نظام الملك بحرى * كه در ملك دكن خسرو نشان بود *
تفاصيل حالات « 8 » هر كدام در محل خود ايراد خواهد يافت انشاء اللّه وحده العزيز .
و هم درين سال بلبل فصيح زبان گلستان فصاحت و طوطى شيرين بيان بوستان بلاغت « 9 » زبدة المادحين اعنى مادح سيد المرسلين و حضرات « 10 » ائمهء معصومين « 11 » سلام اللّه عليهم اجمعين ، مولانا حيرتى روح اللّه روحه العزيز در دار المؤمنين كاشان روز چهارشنبه بيست و چهارم يعنى چهارشنبه آخر صفر سنهء مذكوره از بالاى بام افتاده به بهشت جاودان خراميد . افصح المتأخرين مولانا محتشم كاشى « 12 » سلمه اللّه در تاريخ واقعهء هايلهء مولانا مشار اليه گفته . تاريخ « 13 » :
سگ على ولى حيرتى كه همچو نصير * نبود در دل او جز محبت مولا « 14 »
به دوستى على رفت و بهر تاريخش * « شفاعت على » آمد ز عالم بالا *
اكثر « 15 » شرح احوال خير مآل مولانا را در تذكره در سلك تحرير در آورده اما درين مقام مجملى ذكر مىنمايد . اصل مولانا از بلدهء مرو خراسان است ، و در شيرين زبانى و نكتهدانى بدل نداشت . در اوايل [ 274 ] حال مسافرت بسيار كرده بود و اشعار نيك از مخزن طبع بيرون آورده در آن عصر هيچ شاعرى آن « 16 » شهرت نداشت . كميت اشعارش كم از هيچكس نيست و
هامش
( 1 ) - ب ، م : آوردند
( 2 ) - ن : به مريوان
( 3 ) - م : عجم آباد
( 4 ) - ن : افغان
( 5 ) - ن : بيت . م : ندارد
( 6 ) - م . ب : دوتا
( 7 ) - ب : والى
( 8 ) - م : حالات خود
( 9 ) - ن : بلاغت مولانا حيرتى در دار المزمنين كاشان
( 10 ) - م : حضرت
( 11 ) - ب : ولى . م : و الا
( 12 ) - ن : كاشى در تاريخ واقعه
( 13 ) - م : ندارد
( 14 ) - ب : ولى . م : و الا
( 15 ) - مز ، ن : اگر
( 16 ) - ب : شاعر