كيفيتش زياده از همه و سير سلوكش مشهور و از عمر طويل مبرور « 1 » . از منظوماتش بهجة المناهج هزار بيت و قصايد بسيار در مدايح ائمهء اطهار و تبراى بىشمار چهل هزار بيت است . همه پاكيزه است « 2 » و ازين « 3 » ابيات كه به خاطر بود ثبت افتاد معلوم مىشود . مطلع :
تيغ على كه سرخ به خون منافق است * دارد دودم چو صبح ولى هر دو صادقست
ايضا :
شود ز روشنى ماه چارده معلوم * كه هست در دل او مهر چارده معصوم
و من كلامه فى المدح « 4 » :
نيست بر جاى احمد مختار * به خدا غير حيدر كرار
گر كنم اصل نكته را تكرار * ليس فى الدار غيره ديار
زير فرمان اوست جنت و نار * تابع امر اوست ليل و نهار
بارها كردهام من اين تكرار * تو هم اين نكته را نگه مىدار
كه نگهدار حاضر و غايب * نيست غير از على ابى طالب
اى خوشا بارگاه شاه نجف * حبذا بارگاه شاه نجف
كعبه سرگشتهاى به راه نجف * خلد يك ذره پيشگاه نجف
چون به پرسى ز عز و جاه نجف « 5 » * گويدت برگ هر گياه نجف
كه نگهدار حاضر و غايب * نيست غير از على ابى طالب
اى كه بوبكر گويى و عثمان * وز عمر مىكنى حديث بيان
به حديث و به آيت و قرآن * . . . مىكن مدام بر همه شان
سه منافق سه پيرو شيطان * گر به پرسى ز خسرو دو جهان
شاه مردان و صاحب ميزان « 6 » * چه زمين و زمان چه انس و چه « 7 » جان
همه گويند آشكار و نهان * كه نگهدار حاضر و غايب
نيست غير از على ابى طالب « 8 »
و قصيدهاى كه در جواب خواجه سلمان ساوجى گفته در آنجا شكايتى از سنيان قزوين نموده چند بيت كه به خاطر داشت نوشته شد . قصيده « 9 » :
وقت آن آمد كه آسايد سپهر بىمدار * چون زمين در سايهات اى سايهء پروردگار
پادشاها مدت نه ماه شد كاين « 10 » ناتمام « 11 » * مانده در قزوين خراب و خسته و مجروح و زار
هامش
( 1 ) - ب : مسرور
( 2 ) - ن : پاكنيره و از
( 3 ) - اين م : نداز
( 4 ) - م ، ن : « و من كلامه فى المدح » ندارد
( 5 ) - ن : توجه رايات نصرت آيات از گنجه به طرف بردع و فرستادن فرخزاد بيگ قراداغلو به الچيگيرى به ولايت روم و آن مرز و بوم . چون شاه جم جاه
( 6 ) - م : مصرع را ندارد
( 7 ) - م : « چه » ندارد
( 8 ) - م ، ن : ابو طالب
( 9 ) - : « قصيده » ندارد
( 10 ) - مز ، م : كين
( 11 ) - ب ، م : ناتوان