از ساير قلاع آن بلاد و در بلندى و ارتفاع از ماسوى سرافراز . هرگز صيت اسلام بدانجا نرسيده و مطلقا آثار شعار دين خير الانام گوش ساكنان آن حصار نشنيده . جنود ظفر آثار آن قلعه را دايرهوار در ميان گرفتند و به قلعهگيرى مشغول شدند . گرجيان بىايمان به استحكام بنيان حصار خويش مغرور گشته آغاز مخالفت نمودند . ميرزاهاى كامكار و امراى نامدار و غازيان ظفر شعار از اطراف و جوانب جنگ انداختند . آخر الامر چون تسخير آن به عنوانى ديگر موعود به تأييد ملك و دود بود ، هاتف غيب نداى « 1 »
« إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً »
« 2 » به گوش هوش غازيان و مبارزان ميدان رسانيد * . نظم « 3 » :
سلاطين را به تأييد آلهى * مرتب مىشود اسباب شاهى
رسد امدادشان از عالم غيب * مدد از غير ايشان را بود عيب [ 272 ]
اگر از محض تقدير خداوند * نمايد كارشان يكچند دربند
چو فضل ايزدى يارى نمايد * در دولت به ايشان بر گشايد
به هر جانب عنان عزم تابند * به فيروزى و دولت كام يابند
كوتوال آن قلعه بارساتا « 4 » نام « 5 » از نهيب صولت شاه گردون حشمت مضطرب گشته از در عجز و افتقار در آمده به اقدام رقيت « 6 » از قلعه بيرون آمد « 7 » و حصار را تسليم نمود . شاه جم جاه بعد از تسخير آن قلعه روانهء حصار آيدين شدند و آن نيز قلعهايست در كمال شأن و ارتفاع و محافظان آن از ناوران بودند . لواصات « 8 » مادر خود را آنجا گذاشته بود . سپاه منصور جنگ انداخته به ضرب توپ و تفنگ فصيل آن حصار را خراب كردند . دلاوران چست و چالاك و دلاوران تند و بىباك به يك بار هجوم كرده به قلعه در آمدند . نظم « 9 » :
دويدند شيران به بارو دلير * شد آن قلعهء سهمگين « 10 » برج شير
فلك با زمين « 11 » هم سر جنگ داشت * ز سياره دامن پر از سنگ داشت
كافران بىايمان و از ناوران « 12 » نامسلمان به ازدحام و هجوم تمام به دفع غازيان عظام روى نهادند و ميانهء ايشان ساعتى چند از دخول در آن قلعهء بلند جنگ در پيوست .
بالاخره غازيان « 13 » بر مشركان غالب آمده از بالاى برج و باره مغزهاى بىسر و سرهاى بىمغز چون اثمار پاييزى از تند باد خريفى ريزان شد و مادر لواصات را با اكثر از ناوران اسير كرده به درگاه عالم پناه آوردند . پس از آن منهيان به عرض شاه جهانيان رسانيدند كه درين حوالى قلعهايست * . . . « 14 »
هامش
( 1 ) - ن : نداى به گوش
( 2 ) - سوره 48 آيه 1
( 3 ) - ن : نظم . م : ندارد
( 4 ) - م : پارسا
( 5 ) - م : « نام » ندارد
( 6 ) - ن : رغبت
( 7 ) - م : آمده
( 8 ) - ب ، ن : لوارصات
( 9 ) - ن : بيت . م : ندارد
( 10 ) - م : سهمگن
( 11 ) - ن : نازنين
( 12 ) - ب : از نادران
( 13 ) - ن : غازيان ثمركان از بالاى برج
( 14 ) - ب ، م ، ن ، مز : ندارد