نام . جمعى از گرجيان آن حصارا را پناه ساخته و لواى مخالفت برافراخته . شاه دين پناه شاهوردى سلطان زياد اغلى را به فتح آن قلعه نامزد گردانيد . سلطان مشار اليه فتح آن قلعه كرده به اردوى همايون ملحق گرديد و جنود ظفر ورود به يارى حى ودود قلاع بسيار كه در آن ديار بود به نيروى قوت اسلام « 1 » و امداد ارواح « 2 » طيبهء خير الانام و آل كرام عليهم افضل الصلاة و اكمل السلام مفتوح ساختند و قرب سىهزار اسير صغير و كبير و برنا و پير به دست لشكر اسلام در آمد . زمستان « 3 » در ولايت « 4 » گرجستان به سر برده ، در شهر صفر سنهء مذكوره * كه آفتاب بعضى ايام در برج حوت بود كوچ بر كوچ متوجه قرهباغ شدند . در غرهء شهر ربيع الاول سنهء مذكوره شاه كامياب به گنجه « 5 » فرموده « 6 » آن بلدهء پاكيزه و خطهء فاخره را « 7 » آيين بسته بودند ، در منزل - شاهوردى سلطان زياد اغلى قاجار كه حاكم آن ديار بود نزول فرمودند . هشت روز در گنجه توقف فرموده سلطان مشار اليه مراسم خدمتكارى و جانسپارى به تقديم رسانيد . بعد از آن در روز دوشنبهء شهر مذكور « 8 » از آنجا كوچ كرده به راه بردع توجه فرمودند « 9 » .
و هم درين سال كه سلطان سليمان به آذربايجان آمد ، قاسم بيگ شروانى كه در ملازمت خوندگار بود او را با لشكر بسيار از راه « 10 » كفه به شيروان فرستاد و ايشان از دربند گذشته به آن بلاد « 11 » آمدند . مردم شروان فوج فوج از عبد اللّه خان استاجلو حاكم آن ولايت [ 273 ] روگردان شده نزد قاسم بيگ رفتند . حضرت خانى به تأييد ربانى به مدافعه و مقاتلهء ايشان در حركت آمده در موضع تنگه بديشان رسيده و ده هزار سوار ينكچرى با قاسم بيگ بودند و همراهان دو هزار سوار بيشتر نبودند . « 12 » خان بر ايشان حمله نموده از ابتداى صباح تا وقت عصر مقاتله بين الصفين امتداد يافت . بالاخره به مؤداى كريمه
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ
« 13 »
»
خان بر ايشان غالب آمده يكهزار و پانصد نفر از جماعت بدگهر به قتل رسيد . درين اثنا * مهد عليا پريخان خانم حليلهء جليلهء عبد اللّه خان « 14 » و بقيهء مردم اردوى وى « 15 » بر باد پايان صبا رفتار سوار شده چون برق لامع به جانب رزمگاه در حركت آمدند . شروانيان از مشاهدهء ايشان به خاطر رسانيدند كه مگر از جانب شاه عالميان به مدد « 16 » و كومك به جهت خان آمده از بيم آن « 17 » از هم فرو ريختند و به جانب تبرسران گريختند . غازيان ايشان را تعاقب نموده جمعى كثير را به قتل آوردند از رؤس ايشان منارها ساخته مسرعى به جهت ايصال اين خبر به پايهء سرير خلافت
هامش
( 1 ) - ن : اسلام در آمد
( 2 ) - ب : و زمستان در ولايت ارواح . م : ادوال كرام
( 3 ) - مز : ندارد
( 4 ) - ن ، م : در گرجستان
( 5 ) - ب ، م : نزول به گنجه
( 6 ) - ن : نمودند
( 7 ) - م : در
( 8 ) - م : مذكوره
( 9 ) - ن : نمودند
( 10 ) - م : « راه » ندارد
( 11 ) - ن : بلاد نزديك آمدند
( 12 ) - ب : نبود
( 13 ) - سوره 30 آيه 2
( 14 ) - مز ، ن
( 15 ) - ب ، م : « وى » ندارد
( 16 ) - م : به مدد كمك
( 17 ) - ب : آن آمده