و هم درين سال ، شاه خجسته خصال ، مير شمس ديلجانى كه از سادات ديلجان به مزيد كاردانى از اقران ممتاز بود ، به رسم رسالت به روم نزد خواندگار فرستادند . باعث آن بود كه رستم پاشا ، كتابتى به امرا نوشته « 1 » بود كه ايلچى * بفرستند كه صلح مىكنيم . درين سال خوندگار در حلب قشلاق نموده بود . و هم درين سال « 2 » سلطان مصطفى به واسطهء غدرى كه رستم پاشا وزير اعظم دربارهء او نموده « 3 » كه از او خايف مىبود ، به عرض سلطان سليمان رسانيده بود كه سلطان مصطفى داعيهء سركشى « 4 » دارد . بنابرآن سلطان سليمان وى را به قتل رسانيد .
تاريخ آن واقعه « مكر رستم » يافتند . بعد از چند روز ولد سلطان مصطفى [ 266 ] ، سلطان محمد را نيز كشتند « ستم مكرر » تاريخ او گرديد .
و هم درين سال نواب غفران پناه قاضى جهان كه سالها بر مسند وكالت از روى عزت و قدرت متمكن * بود و قبل از آن در آن منزل عالى استغفار كرده در قزوين معتكف بود ، بنا بر رسم خيرباد با پادشاه خير نهاد ، چون اواخر حيات و زندگانى وى بود ، به اردوى همايون آمده در حين معاودت در قصبهء زنجان در خانهء مجاور آن مزار كثير الانوار شيخ ابو الفرج آخر وقت « 5 » روز جمعه غروب كه هفدهم ماه مبارك ذى الحجه شب غدير بود به جوار رحمت ايزدى پيوست .
« قاضى جهان » موافق تاريخ او است . ولادتش صبح پنجشنبه دوازدهم ماه محرم الحرام سنهء ثمان ثمانين و ثمانمائة در قزوين . مدت عمرش هشتاد و دو سال .
ذكر شمهاى از اوصاف حميده و اخلاق پسنديده و مآل احوال آن عزيز كردهء ذو الجلال بر سبيل اجمال « 6 »
وى از اكابر دار السلطنهء قزوين بود . والد ماجدش غفران پناه « 7 » مير نور الهدى اعلم علما « 8 » و قاضى القضات آن ملك بودند و به چند واسطه به رحمت پناهى قاضى سيف الدين حسنى « 9 » قزوينى مىرسيد « 10 » .
قاضى سيف الدين از اعاظم « 11 » سادات و فضلاى رفيع الدرجات عراق بوده و در زمان سلطنت سلطان محمد الجايتو به مزيت علم و فضل ممتاز بوده . قاضى در به دو حال در دار السلطنهء قزوين به امر قضا اشتغال داشتهاند . چون استعداد ذاتى و كرم جبلى ايشان فوق
هامش
حاشيه متن : به واسطهء غدرى كه رستم پاشا وزير اعظم درباره او نمود كه از وخايف مىبود به عرض سلطان سليمان رسانيده بود كه سلطان مصطفى . . .
( 1 ) - م ن : نوشته كه ايلچى
( 2 ) - ن : درين سال مصطفى سلطان به واسطه غدرى كه رستم پاشا وزير اعظم .
( 3 ) - ب : نمود
( 4 ) - ب : سركشى و مخالفت
( 5 ) - م : « وقت » ندارد
( 6 ) - ب : اين عنوان را ندارد
( 7 ) - ب ، م : پناه نور الهدى
( 8 ) - ب ، م ، ن : اعلم العلما
( 9 ) - م : حسينى قزوين
( 10 ) - ب ، م : بر مسند
( 11 ) - ن : اعاظم ممتاز بود قاضى مبداء حال