تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
پس از آن رأى جهان آراى در مكافات اين عمل بدان « 1 » قرار « 2 » يافت كه مادام خواجهء رجعت انجام در قيد حيات باشد در حبس مخلد آرام گيرد . آنگاه او را به قلعهء قهقهه بردند بعد از چند سال به قلعهء الموت نقل كردند و آخر الامر در آنجا فوت شد . تفصيل آن در محل خود ايراد خواهد يافت .

ذكر « 3 » لشكر كشيدن آن برگزيدهء خواقين زمن به جانب گرجيان و قلع و قمع آن متمردان بىايمان

چون نواب مالك رقاب بعد از قضيهء القاس به خاطر فيض مآثر آفتاب ناظر رسانيده بودند كه بعد از اين به غزاى كفار « 4 » چركس و گرجى اقدام نموده با هيچكس از سلاطين اسلام نزاع نكند ، لهذا در آن اوان كه اردوى همايون در ولايت شكى و شروان بود ، كيخسرو ولد قرقره چند نفر از ناوران را به درگاه عالم پناه فرستاده استمداد خواستند چرا كه واخوش « 5 » گرجى [ 256 ] و لواصات و شيرفران « 6 » اغلى بعضى از الكاى او را گرفته بودند . در آن اثنا خبر رسيد كه اسكندر پاشا به گرجستان آمده قلعهء ازمادوج « 7 » را محاصره كرده . شاه كامياب جم جاه يا خيل و سپاه به قصد جهاد به مؤداى « 8 » كريم عليه
« يا أَيُّهَا النَّبِيُّ * جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ
« 9 »
» *
از بلاد شكى لواى توجه « 10 » بدان صوب برافراختند . چون بدان نواحى و حوالى رسيدند ، غازيان نصرت دستگاه تمامى محال كفار را احاطه نموده « 11 » مركزوار در ميان گرفتند و هر كوه و كمر گريزگاه آن قوم گمراه بود با زمين يكسان ساختند و احدى از مشركين * جان به سلامت بيرون نبردند « 12 » . خوبرويان گرجى و ساده رويان آدمى از ذكور و « 13 » اناث با جميع اسباب و اثاث به دست لشكريان درآمدند . بعضى ديگر از گبران بىايمان به كوههاى رفيع و غارهاى منيع تحصن نموده . جمعى به قلعهء مانسكوب « 14 » دار قرد « 15 » و قلعهء وردزيا و كليسا « 16 » كه از بدايع صنايع خالق الاشياست « 17 » پناه بردند . لشكريان اسلام و مروجان مذهب خير الانام عليه و آله افضل الصلاة و السلام ، روى تهور به قلع و قمع ايشان آورده به زخم شمشير آبدار و سنان آتشبار چندين هزار كفار نابكار را به دار البوار فرستادند و قلعه تومك « 18 » كه در ارتفاع و حصانت به مثابه‌اى بود كه گبران نردبانهاى « 19 » بلند بر يكديگر بسته بر مغارهاى آن رفته بودند * ، با ديگر قلاع مسخر غازيان با فلاح شد . غازيان دست يغما گشوده گروه گروه از پسران ماه سيما كه از هراس اسيرى در آن مغارها « 20 »
هامش
( 1 ) - م : بر ( 2 ) - ن : بر آنقرار ( 3 ) - ن : توجه رايات نصرت آيات به غز و كفار به طرف گرجستان و وقايع متنوعه ( 4 ) - م : كفرار ( 5 ) - ب ، م ، ن : واخوس ( 6 ) - ب : قران . م ، ن : غران ( 7 ) - ب ، ن : مادوچ ( 8 ) - ن به مؤداى عليه از بلاد ( 9 ) - سوره 9 آيه 73 ( 10 ) - ب ، ن « بدان صوب » ندارد ( 11 ) - م : كرده ( 12 ) - ب : بردند ( 13 ) - ب : و آدمى از ذكور و آدمى از ذكور و اناث ( 14 ) - م : ماسكوب ، ن : مالنكوب ( 15 ) - م : دارفرو . دارقرو ( 16 ) - نسخه‌ها : در زياد ( 17 ) - ب ، ن : خالق الاسباب . ن : خالق الاسباب بود ( 18 ) - ن : بوتك ( 19 ) - ب : نردبانها ( 20 ) - م ، ن : مغارهاى