تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
حصارى ز عالم سرافراخته * به عرش برين سايه انداخته
گذشته سرباره‌اش از فلك * ز نظاره‌اش خيره چشم ملك
فصيلش كم از عرش و الا نبود * ز رفعت سر قلعه پيدا نبود
چو گردون بنايش ز بيداد بود * به سنگين دلى كوه فرهاد بود
چو از خنجر كنگرش خشمناك * زده پيرهن بر تن صبح چاك
تفكها بر آن قلعهء با شكوه * نمايان چو اژدر به بالاى كوه
نواب كامياب مالك رقاب سوار شده خود به قصد فتح قلعه روانه شد . سوندوك بيگ قورچى باشى و بدر خان ديوان بيگى و شاهقلى سلطان استاجلو قلعهء كيش را در ميان گرفته مدت بيست روز معاملهء محاصره امتداد يافت . بالاخره حسن بيگ فتح اغلى استاجلو با هزار تفنگچى بر كمرى « 1 » كه مشرف بر قلعهء مذكور بود بر آمده هر جا كه مقدار انگشتى سر از برج ظاهر مىشد مهره‌هاى تفنگ پى در پى به مؤداى
« وَ أَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ »
« 2 » بر ايشان مىباريد و از جانبى ديگر نقب زده شاه برج آن حصار * را به سر چوب گرفته بودند قبل از آنكه آتش زنند برج افتاد و اهل قلعه به سان ماهى در لجهء خشكى حيران ماندند ، . محمود بيگ كوتوال « 3 » آن حصار در روز شنبه نهم جمادى الاول سنهء مذكوره از قلعه بيرون آمده به سعادت آستان - بوسى بار يافتگان درگاه شاهى سرافراز شد و مفاتيح قلعه را تسليم نمود . شاه با ترحم از گناهان وى در گذشتهء به تخريب آن حصار امر فرمود . در طرفة العينى آن حصار « 4 » را با زمين يكسان نمودند و آن جماعت سقناقى « 5 » كه در وسط كوه البرز قايم كرده « 6 » بودند « 7 » ، شاه جم جاه شاهقلى خليفهء مهردار و ساير امراى ذوى الاقتدار « 8 » برابر آن سقناق فرمود كه فرود آمده عبد اللّه خان و لوند بيك گرجى در برابر قلعه كله‌سن و كوره‌سن نزول نمايند . چون شاهقلى خليفهء ذو القدر با جمعى از غازيان نصرت اثر به سقناق جنگ انداخت « 9 » ، مخالفان ايشان را به تفنگ گرفته باز گردانيدند . شاه ظفر پناه خود سوار شده روى دولت به جانب سقناق آورده زهرهء مخالفان از هيبت لشكر آن حضرت آب گشته مردمان سقناق چون از فتح قلعهء كيش خبردار گشتند ، جوق جوق روى التجا به درگاه معلى آوردند و روى عجز بر خاك بارگاه عرش اشتباه نهادند . درويش محمد خان از مشاهدهء اين اوضاع در اضطراب افتاده از غايت بيم و ترس شبى از قلعه بيرون آمده از روى حيرت ندانست كه به كجا ميرود . ناگاه به اردوى عبد الله خان و لوند بيگ
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن : بر كمر ( 2 ) - سوره 11 آيه 82 ( 3 ) - م : كوتوالى ( 4 ) - م : حصار امر فرمود ( 5 ) - ب ، م : شغناقى ( 6 ) - ب : نموده . م : بودند ( 7 ) - ن : « بودند » ندارد ( 8 ) - م ، ن : ذوى المقدار ( 9 ) - م ، ن : افتاد
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 348 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى