به قتل آورده ايشان را غارت نمودند . خان بعد از آن به طرف شماخى روان شدند . و هم درين سال اسكندر پاشا حاكم وان لشگر كردستان را جمع كرده به چخور سعد آمد . در آن اوقات حسين خان سلطان روملو كه حاكم آن ديار بود به واسطهء آنكه لشگرى و ملازمانش متفرق بودند ، صلاح در محاربه نديده ، تبت آقا كه وكيلش بود با دويست سوار به قراولى فرستاد . ايشان با اسكندر پاشا محاربه كرده مغلوب گشتند . تبت آقا نزد حسين خان سلطان آمد و اسكندر پاشا * به ايروان رفت و بازار آن قصبه را سوزانيده به وان مراجعت نمود . حسين خان سلطان « 1 » از عقب او رفته در راه جمعى را به قتل رسانيد . چون اين خبر به سمع اشرف رسيد ، چرنداب سلطان شاملو را به مدد وى روانه چخور سعد گردانيد
ذكر « 2 » فتح قلعهء بارگيرى به دست شاهوردى سلطان زياد اغلى
درين سال شاهوردى « 3 » سلطان زياد اغلى قاجار از نخجوان به قلعه بارگيرى ايلغار كرد . در آن زمان سليمان بيگ كرد به خيال دستبرد از نزد سلطان سليمان بدان قلعه آمده بود . شاهوردى « 4 » سلطان با دويست و چهل نفر از ملازمان در آن شب به قلعه رسيدند . غازيان رستم توان بىتامل و انديشه خود را به قلعه افكندند و شمشيرها كشيده قرب دويست نفر از كردان و روميان به شهرستان « 5 » عدم روانه گردانيدند « 6 » و سليمان بيگ را به درگاه معلى فرستادند . و هم درين سال در شب چهارشنبه هفتدهم ماه « 7 » محرم سنهء مذكوره در ولايت قاين * در پنج « 8 » قريه زلزله شد و قرب سه هزار كس از مرد و زن در زير ديوار ماندند . از صحيح القولى استماع افتاد كه قاضى آن ولايت مولانا باقى در يكى از آن قرى « 9 » ساكن بود . چون [ 250 ] در علم هيأت « 10 » مهارتى تمام داشت ، در روزى كه شبش اين بلا نازل مىشد ، مردم ده را اعلام نمود كه درين « 11 » شب به حسب ارتفاع افلاك و انظار كواكب زلزلهء عظيم واقع خواهد شد ؛ صلاح در آنست كه با عيال و اطفال « 12 » به صحرا * رفته در آنجا به سر بريم . مردم آن قريه سخن وى را قبول نكرده مولانا با عيال و اطفال به جانب صحرا رفت و تا نصف شب توقف كرد « 13 » . آخر از سردى هوا متاثر شده با متعلقان به طرف منزل شتافت . چون قدم در خانه نهاد ، فى الحال زلزله نازل شد و مولانا با عيال و فرزندان در زير ديوار هلاك شد * الحكم حكمه و القضاء قضاه .
و هم درين سال سلطان سليمان خواندگار احمد پاشا « 14 » را كه وزير ثانى بود با چهل هزار
هامش
( 1 ) - ب : « سلطان » ندارد
( 2 ) - ن : ذكر رفتن شاهوردى خان زياد اغلى قاجار بر سر قلعهء بارگيرى و گرفتن قلعه را به توفيق ملك مختار
( 3 ) - ن : شاهويردى
( 4 ) - ن : شاهويردى
( 5 ) - ب : شهراستان
( 6 ) - ن : گرديدند
( 7 ) - ن : هفدهم
( 8 ) - ن : نهج
( 9 ) - م ، ن : قريه
( 10 ) - مز : هيئت
( 11 ) - م ، ن : در شب
( 12 ) - ب ، م ، ن : به جانب صحرا
( 13 ) - ب : م ، ن : و تا نصف شب توقف كنيم
( 14 ) - م : پادشاه