تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
و هم درين ايام به واسطهء عبور روميه در تبريز طاعون واقع شد و بسيارى از مردم رو به عالم آخرت نهادند . و هم درين سال شاه خجسته فعال قلعهء النجق را فرمود تا خراب كردند و شاهقلى سلطان بليلان « 1 » كرد سلماس را غارت و سليمان چلبى چينى « 2 » كه حاكم ارومى بود با امراى كردستان جنگ كرده مغلوب شد و اكثر ملازمانش به قتل آمدند . و هم درين سال در شهر رجب سنهء مذكوره در حوالى اهر « 3 » شاهزاده پريخان خانم * متولد گشت و در اواخر اين سال غفران پناه قاضى جهان كه سالها بر مسند وكالت و حشمت و تقرب متمكن بودند ، به واسطهء كبر سن و ضعف و پيرى و عدم قدرت بر ترددات سفر خود از منصب استعفا كردند ؛ چه شاه مالك رقاب قسم ياد كرده بودند كه تا وى در قيد حيات « 4 » باشد او را از « 5 » منصب وكالت عزل نفرمايند . آنگاه قاضى جهان از اسباب و يراق آنچه داشت به شاه عالميان ايثار كرده رخصت زيارت مشهد مقدسهء منورهء عرش منزلهء رضيهء « 6 » رضويه على « 7 » راقدها الف الف سلام و تحيه حاصل فرمود « 8 » . مدت « 9 » وكالتش يازده « 10 » سال .

سال « 11 » بيست و ششم از جهانبانى شاه اقليم چهارم نوروز ايت ئيل دوشنبه يازدهم شهر صفرست و خمسين و تسعمائة

نواب كامياب مالك رقاب در نهم شهر ربيع الثانى از قزوين بيرون فرموده « 12 » عزيمت ييلاق خرقان نمودند و از آنجا كوچ بر كوچ به حدود كردستان تشريف بردند . چون القاس « 13 » ميرزا از شوشتر فرار نموده « 14 » از آنجا به جانب عتبات عاليات ايمهء معصومين كه در عراق عرب واقع‌اند « 15 » توجه نمود . « 16 » بعد از تشرف « 17 » به شرف زيارت آن مشاهد متبركات ، زادهم شرفا و تكريما ، آخر كار متوجه بغداد گشت ، از غايت اضطرار عرضه نوشته به درگاه شاه فرستاد و درخواست « 18 » گناه خود و « 19 » استدعاى صلح نمود « 20 » و آن خسرو با ترحم پروانچهء استمالت به وى نوشته قرار دادند كه شروان را به دستور به روى مسلم دارند .
هامش
( 1 ) - ن : خليفه بليلان . م بلبلان ( 2 ) - م : حسنى - ن : حبشى ( 3 ) - م ، ن : ابهر ( 4 ) - مز ، ب ، م : حيوت ( 5 ) - ن : در ( 6 ) - ن : درجه . م : رضيه ( 7 ) - ن : عليها قدها . م : عليها راقدها . ن : « على راقدها الف الف سلام و تحيه » نيدارد ( 8 ) - م : فرموده . ن : نمود ( 9 ) - ب : مده . م : ندارد ( 10 ) - ن : پانزده ( 11 ) - ذكر نزهت ( نهضت صحيح است ) نواب همايون اعلى به طرف كردستان جهة تنبيه و تاديب القاص ميرزا و وقايعات ؟ ( 12 ) - ب ، م ، ن : رفته ( 13 ) - ن : القاص ( 14 ) - م ، ن : نمودند ( 15 ) - ن : واقعند ( 16 ) - م : ن : نموده ( 17 ) - م ، ن : تشريف ( 18 ) - مز : درگاه ( 19 ) - م ، ن : نموده و . ن . نمود و ( 20 ) - م ، ن : كرد و آن خسرو
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 337 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى