مهردار وزير آن مملكت بود ، با سادات و اعيان از مملكت بدر رفته « 1 » جمعى از تمغاچيان را مقرر شدند « 2 » كه قلعه و حصار را بسته نگاه دارند . آنگاه القاس « 3 » ميرزا به ظاهر بلده آمده نزول نمود . چون يكدوروز به امر محاصره اقدام نمودند مقارن اين ، ضلعى از حصار كه به جانب اردوى القاس « 4 » ميرزا بود كه متصل به درب ساوه است ، فرود آمد بعضى از سادات كه در قم مانده بودند ، مثل مرحومى مير سيد على رضوى و سادات آستانهء مقدسهء منورهء معصومه ، بالضروره القاس « 5 » ميرزا را استقبال كرده القاس « 6 » ميرزا « 7 » در روز يكشنبه هجدهم شهر شوال سنهء مذكوره به بلدهء قم داخل شد و از آنجا به ميدان صفى آباد كه در درب اصفهان واقع است نزول فرمود و محمد بيگ افشار را با جمعى در آن زمستان به تاخت رى فرستاد « 8 » . ايشان رى را غارت كرده به اردوى وى « 9 » مراجعت كردند و قرب چند روز القاس « 10 » ميرزا در بلدهء قم توقف نمود . « 11 » لشكر « 12 » متفرقه « 13 » از كرد و رومى كه با وى بودند ، دست به « 14 » بيداد گشوده ، مطالبات نامقدور از « 15 » رعايا مىنمودند .
هركس را هر جا كه مىديدند برهنه كرده خانها را غارت « 16 » مىكردند . « 17 » چون والد مؤلف مير - منشى قمى كه در آن اوان در ملازمت ركاب ظفر انتساب شاه كامياب مالك رقاب مىبود ، صونك « 18 » وى را به ملا افضل اصفهانى كه انشاى او به دو متعلق بود داد . ملا مبلغى كه حسب الحكم اشرف به سيور غال مير و برادران او مقرر بود مسترد گردانيد و بدان علت از نقد و جنس و شتر و دواب بيشترى از عم مولف گرفت « 19 » .
القصه القاس « 20 » چون كار قم را ساخت و ديگر اميدى نماند ، هواى « 21 » فتح كاشان در سرش جاى كرده بدان طرف توجه نمود . چون بدان ولايت رسيد بر آنجا نيز مستولى شده ، در آن اثنا ملازمان او از مردمان امراى شاهى كه از يساق ارزنجان « 22 » جدا گشته به الكاى خود مىرفتند گرفته نزد وى آوردند . آن جماعت نقل نمودند كه شاه عالميان « 23 » پناه با خيل و سپاه به نزديك رسيده است . بنابر آن خوف تمام بر ضمير وى مستولى شده متوجه اصفهان گشت .
هامش
( 1 ) - م : رفتند
( 2 ) - م ، ن : كردند
( 3 ) - ن : القاص
( 4 ) - ن : القاص
( 5 ) - ن : القاص
( 6 ) - ن : القاص
( 7 ) - مز ، ب ، ن : ميرزا را
( 8 ) - م : فرستاده و
( 9 ) - ب ، ن : « وى » ندارد . م : او
( 10 ) - ن : القاص
( 11 ) - ب ، ن : نموده
( 12 ) - م : لشگرى متفرقه كرد رومى
( 13 ) - ب ، ن : متفرقه كرد رومى
( 14 ) - ب ، م : بر
( 15 ) - ب : دراز كرده رعايت نمىنمودند هركس را . دراز كرده رعايت نمىنمودند هركس هر جا . ن : طلب نموده رعايت نمىكردند هركس را
( 16 ) - ن : مىغارتيدند
( 17 ) - ب : كرده
( 18 ) - م : صوبك
( 19 ) - م : گرفته
( 20 ) - ن : القاص
( 21 ) - م ، ن : سوداى
( 22 ) - م ، ن : آذربابجان
( 23 ) - م ، ن : عالم