ديگر نوشته بود كه خوندگار تا هفت ساله يراق و چندين لشكر همراه آورده « 1 » و « 2 » ده هزار راويه « 3 » بر شتران بار كرده همراه دارد كه اگر ايشان به چول روند صد هزار آختجى روم كه همراهاند از عقب ايشان مىفرستد « 4 » و از راويها « 5 » اسب و آدم را در چول آب مىدهند .
القصه خواندگار الامه را با جمعى روميان به تسخير قلعهء وان فرستاد و خود به جانب تبريز در حركت آمد و از قصبه خوى ، على پاشا و محمد پاشا « 6 » و احمد پاشا و حيدر پاشا و القاس « 7 » ميرزا با چهل هزار سوار بر سبيل ايلغار بر سر امراى نامدار كه در چمن مرند بودند « 8 » فرستاد .
و « 9 » از اين جانب عبد اللّه خان و شاهوردى « 10 » سلطان زياد اغلى و على سلطان تكلو را به قراولى فرستادند و غازيان نصرت پيشه در كرده « 11 » بيشه به مقدمه « 12 » لشكر روم رسيده در هم آويختند .
شاهوردى سلطان « 13 » جنگ مردانه كرده جمعى كثير از روميان را به قتل آورد . « 14 » چون عساكر روم زياده از جنود قزلباش بود « 15 » و متعاقب يكدگر فوج فوج مىرسيدند ، امرا عاجز گشته پناه به كوه بردند . امراى عالى شان در شب خبر آمدن خوندگار استماع فرمودند « 16 » تبت « 17 » آقا كه وكيل حسينخان سلطان روملو بود با دويست نفر از غازيان به تحقيق خبر « 18 » ارسال كردند « 19 » و امير - غيب بيك استاجلو با جمعى از اهل ستيز و آويز « 20 » روان « 21 » گرديد .
ايشان به مقدم « 22 » لشكر روم رسيده جنگكنان مراجعت نموده متوجه اردوى امرا گرديدند . القاس « 23 » ميرزا با پاشاها « 24 » چون به مرند رسيدند در آن اثنا عبد اللّه خان و ساير سلطانان كوچ كرده رفته بودند و قرب دو هزار سوار كه به خيال دستبرد توقف نموده بودند « 25 » روى به ميدان حرب آوردند و عنان كشيده حرب مىكردند . روميان تصور كرده « 26 » كه كمينى « 27 » هست جرأت نمىنمودند . « 28 » بعد از كشش و كوشش استفسار نموده « 29 » كه كمينى نيست دلير شده ، بريشان تاختند و غازيان جنگكنان خود را از معركه بيرون [ 238 ] انداختند . روميان ازين جلادت
هامش
( 1 ) - ن : دارد
( 2 ) - م ، ن : « و » ندارد
( 3 ) - ن : رابيه
( 4 ) - م : مىفرستند
( 5 ) - ن : رابيها
( 6 ) - م ، « و محمد پاشا » ندارد
( 7 ) - ن : القاص
( 8 ) - مز ، ب : « بودند » ندارد
( 9 ) - ب ، م ، ن : « و » ندارد
( 10 ) - ن : شاهويردى
( 11 ) - ب ، ن : كرد
( 12 ) - م ، ن : به مقدم
( 13 ) - ن : شاهويردى
( 14 ) - ب ، ن : آورده
( 15 ) - م : مىبودند
( 16 ) - ن : نمودند
( 17 ) - ب ، م : نلت
( 18 ) - ن : « به تحقيق خبر » ندارد
( 19 ) - ب : كردهاند . م : كرداند
( 20 ) - م : ستيز اونيز . ن : ستيزآويز
( 21 ) - ب ، م : روانه
( 22 ) - م ، ن : به مقدمه
( 23 ) - ن : القاص
( 24 ) - ب ، م ، ن : پادشاه
( 25 ) - ن : « بودند » ندارد
( 26 ) - ن : كردند
( 27 ) - م : كميتى
( 28 ) - م : نمودند . ن : ننمودند
( 29 ) - ن : نمودند