تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
ديگر نوشته بود كه خوندگار تا هفت ساله يراق و چندين لشكر همراه آورده « 1 » و « 2 » ده هزار راويه « 3 » بر شتران بار كرده همراه دارد كه اگر ايشان به چول روند صد هزار آختجى روم كه همراه‌اند از عقب ايشان مىفرستد « 4 » و از راويها « 5 » اسب و آدم را در چول آب مىدهند . القصه خواندگار الامه را با جمعى روميان به تسخير قلعهء وان فرستاد و خود به جانب تبريز در حركت آمد و از قصبه خوى ، على پاشا و محمد پاشا « 6 » و احمد پاشا و حيدر پاشا و القاس « 7 » ميرزا با چهل هزار سوار بر سبيل ايلغار بر سر امراى نامدار كه در چمن مرند بودند « 8 » فرستاد . و « 9 » از اين جانب عبد اللّه خان و شاهوردى « 10 » سلطان زياد اغلى و على سلطان تكلو را به قراولى فرستادند و غازيان نصرت پيشه در كرده « 11 » بيشه به مقدمه « 12 » لشكر روم رسيده در هم آويختند . شاهوردى سلطان « 13 » جنگ مردانه كرده جمعى كثير از روميان را به قتل آورد . « 14 » چون عساكر روم زياده از جنود قزلباش بود « 15 » و متعاقب يكدگر فوج فوج مىرسيدند ، امرا عاجز گشته پناه به كوه بردند . امراى عالى شان در شب خبر آمدن خوندگار استماع فرمودند « 16 » تبت « 17 » آقا كه وكيل حسينخان سلطان روملو بود با دويست نفر از غازيان به تحقيق خبر « 18 » ارسال كردند « 19 » و امير - غيب بيك استاجلو با جمعى از اهل ستيز و آويز « 20 » روان « 21 » گرديد . ايشان به مقدم « 22 » لشكر روم رسيده جنگ‌كنان مراجعت نموده متوجه اردوى امرا گرديدند . القاس « 23 » ميرزا با پاشاها « 24 » چون به مرند رسيدند در آن اثنا عبد اللّه خان و ساير سلطانان كوچ كرده رفته بودند و قرب دو هزار سوار كه به خيال دستبرد توقف نموده بودند « 25 » روى به ميدان حرب آوردند و عنان كشيده حرب مىكردند . روميان تصور كرده « 26 » كه كمينى « 27 » هست جرأت نمىنمودند . « 28 » بعد از كشش و كوشش استفسار نموده « 29 » كه كمينى نيست دلير شده ، بريشان تاختند و غازيان جنگ‌كنان خود را از معركه بيرون [ 238 ] انداختند . روميان ازين جلادت
هامش
( 1 ) - ن : دارد ( 2 ) - م ، ن : « و » ندارد ( 3 ) - ن : رابيه ( 4 ) - م : مىفرستند ( 5 ) - ن : رابيها ( 6 ) - م ، « و محمد پاشا » ندارد ( 7 ) - ن : القاص ( 8 ) - مز ، ب : « بودند » ندارد ( 9 ) - ب ، م ، ن : « و » ندارد ( 10 ) - ن : شاهويردى ( 11 ) - ب ، ن : كرد ( 12 ) - م ، ن : به مقدم ( 13 ) - ن : شاهويردى ( 14 ) - ب ، ن : آورده ( 15 ) - م : مىبودند ( 16 ) - ن : نمودند ( 17 ) - ب ، م : نلت ( 18 ) - ن : « به تحقيق خبر » ندارد ( 19 ) - ب : كرده‌اند . م : كرداند ( 20 ) - م : ستيز اونيز . ن : ستيزآويز ( 21 ) - ب ، م : روانه ( 22 ) - م ، ن : به مقدمه ( 23 ) - ن : القاص ( 24 ) - ب ، م ، ن : پادشاه ( 25 ) - ن : « بودند » ندارد ( 26 ) - ن : كردند ( 27 ) - م : كميتى ( 28 ) - م : نمودند . ن : ننمودند ( 29 ) - ن : نمودند