سخن مختصر جمله عالم تراست * سليمانى و افسرت عرش ساست
نه اين اعتبارات بىاعتبار * همه نيست گردد سرانجام كار
اين دو بيت نيز از همين ساقى نامه به خاطر بود ثبت افتاد . شعر « 1 » :
بسى به بود گبر نيكو سير * ز دنياپرست خدا بىخبر
اگر لات و عزى پرستد كسى * از آن به كه دنيى « 2 » پرستد كسى
و هم درين سال منتشا سلطان استاجلو به مرگ فجأ از عالم رحلت نمود .
سال « 3 » بيست و سيم از پادشاهى خسرو غازى ، نوروز قوى ئيل پنجشنبه هشتم محرم الحرام ثلث و خمسين و تسعمائة
در روز پنجشنبه نوزدهم ربيع الاول ، رايات جلال از قزوين بيرون رفته به ييلاق خرقان تشريف بردند و از آنجا به زيارت امامزادهء واجب التعظيم امامزاده عبد العظيم عليه التحية و التسليم فرمودند و پس از آن كه چند مدت در الكاى رى [ 230 ] به سر بردند به واسطهء حكايت مخالفت القاس * ميرزا متوجه آذربايجان گشته به اوجان آمدند و از آنجا به دار السلطنهء تبريز نزول اجلال فرموده چند روز در آن بلده توقف فرمودند كه القاس ميرزا والده و فرزندان خود را به استشفاع به درگاه معلى فرستاده .
گفتار « 4 » در وقايع « 5 » احوال كثير الاختلال القاس حق ناشناس
چون القاس « 6 » چند مدت در حكومت شروان ايام گذرانيد ، بخار نخوت و غرور در دماغ راه داده به واسطهء چند روزه دولت بىمدار درين روزگار غدار حقوق ولى نعمت را بر كنار نهاده چشم از همه پوشيده و در تهيهء اسباب « 7 » خلاف درآمده در آن باب كوشيد « 8 » و از فحواى حقيقت مؤداى « الكفران اشد من الكفر » غافل شده ، بعد از آن كه بر عالميان مخالفت و طغيان او ظاهر گشت ، شاه عالم پناه با خيل و سپاه روانهء تبريز شده ارگنج اغلى را نزد القاس « 9 » فرستاده پيغام دادند . مشار اليه نزد القاس رفته حكايات درشت در روى او گفت القاس ميرزا چون از توجه نواب مالك رقاب آگاه شد در تحير افتاد « 10 » و مادر خود خان بيگى خانم « 11 » و پسر خود سلطان احمد ميرزا « 12 » به استشفاع نزد پادشاه مطاع فرستاد . شعر :
يقين شد كه رنجش ز نادانى است * سرانجام كارش پشيمانى است
به مادر چنين گفت كاى پير « 13 » زن * تو خواهى مگر عذر تقصير من
هامش
( 1 ) - م ، ن : دنيا
( 2 ) - م ، ن : عنوان ندارد
( 3 ) - ن : ايراد در فرستادن القاس ميرزا مادر و ولد خود را به درگاه جهان پناه
( 4 ) - ب : « احوال » ندارد
( 5 ) - القاس ميرزا
( 6 ) - م ، ن : و اسباب
( 7 ) - ب ، م ، ن : كوشيده
( 8 ) - ب ، م ، ن : القاس ميرزا
( 9 ) - م : افتاده و مادر . ن : افتاد مادر
( 10 ) - م ، ن : خانم را
( 11 ) - م ، ن : ميرزا را
( 12 ) - ن : بيت
( 13 ) - ب ، م ، ن : پيره