قريب به دروازهء قندهار رسيدند ، دروازهء بانان را غافل يافته به درون دروازه تاختند و امير حاجى محمد و مردمش چون به ميان دروازه رسيدند قزلباشانى كه از پى حراست و محافظت در آن مكان به سر مىبردند از حقيقت حال آگاه شده تيغ كشيده در مقام دفع و منع آمدند و امير مشار اليه نيز با اتباع خويش شمشير از غلاف از پى مصاف بيرون آورده با ايشان در محاربه قدم استوار داشت و به طرفة العينى غازيان حارس را از پيش برداشته به درون شهر درآمد و الغ ميرزا نيز با « 1 » حارسان دروازه ماشور همين معامله كرده با قشون خويش به درون شهر تشريف آورد و قزلباشان و ملازمان بوداق خان كه در بيوت و منازل شهر رحل اقامت انداخته بودند ، صورت حال كه مشاهدهء ايشان شد در حال خود را به ارك بلده كه منزل بوداق خان بود رسانيده متحصن شدند .
پس از فتح چنين پادشاه نصرت آيين با نفس همايون به درون شهر در منزل قابل نزول فرموده بوداق خان دانست كه استعداد حراست ارك ازو مسلوب است لاجرم ترك ارك كرده به پايان آمد و از نواب همايونى رخصت يافته سالما غانما متوجه درگاه شاه جم جاه گرديد . *
همايون پادشاه چند روز در قندهار روزگار گذرانيد بيرام خان را كه از مقربان قديمش به مزيد اخلاص و سمت اختصاص از ديگران تفوق داشت و پيوسته در ساحت ضمير حقايق پذير لواى ولاى آن حضرت مىافراشت به ايالت در آن « 2 » ولايت گذاشته با نفس مبارك به جانب غزنين و كابل نهضت فرمود * و اثقا بعنايت الملك المعبود . در تابستان اين سال ييلاق همايون در تخت سليمان و سورلق به عيش و كامرانى همراه نواب همايونى « 3 » گذشته مكررا شكار جرگه به هم دست داده ابو القاسم خلفاى قاجار علمدار « 4 » خاصهء شريفه در يكى از آن شكارها تيرى خورده فوت شد . بعد از آن شاه دين پناه در اين سال قشلاق همايون در قزوين نمودند . و هم درين سال شاه صاحب اقبال را به خاطر رسيد كه در قزوين باغى احداث نمايند . تا آنكه در غرهء شهر ذى حجهء سنهء مذكور ، اراضى موسوم « 5 » به زنگيابا « 6 » درا از غفران پناه ميرزا شرف « 7 » جهان خريدارى « 8 » نموده باغى از باغ ارم دلگشاتر و از بستان فردوس روح افزاتر احداث نمود و مهندسان دانشور و بنايان صاحب هنر ممالك محروسه را بدانجا طلب نموده طرح « 9 » باغ مربع فرموده به باغ سعادت آباد موسوم ساختند * و در ميان [ 228 ] آن « 10 » باغ عمارات عالى و تالارهاى متعالى و ايوانها و حوضها طرح انداخت « 11 » و در دروازه آن را به غايت مرتفع و عالى بنا نهاده پيش طاق آن سر به سر سپهر برافراشته و به كاشى الوان « 12 » آراسته در پايان آن برج « 13 » كبوترى « 14 » كه برابرى بانسر طاير نمودى ساخت و عرصهء باغ را به طريق هندسه « 15 »
هامش
( 1 ) - ب : « با » ندارد
( 2 ) - م ، ن : آن ولايت
( 3 ) - ب ، ن : همايون
( 4 ) - ن : علمدار
( 5 ) - ب ، م : موسومه
( 6 ) - ن : بر مكياباد
( 7 ) - ب ، ن : ميرزا اشرف
( 8 ) - م : باغى خريدارى باغى از باغ دلگشاتر
( 9 ) - ب ، م ، ن : باغى از باغ ارم طرح مربع فرمود
( 10 ) - ب ، م ، ن : باغ عمارت عالى
( 11 ) - ن : نموده
( 12 ) - مز ، ب : ايوان
( 13 ) - م : « برج » ندارد
( 14 ) - ن : كبوتر خانهاى
( 15 ) - ب ، م ، ن : مهندسه