[ 229 ] منصب نامى صدارت نيست . در آن « 1 » اوان مير در اصفهان تشريف داشت فرمان قضا جريان جريان به احضار او نافذ شد تا زمان وصول مير به درگاه اعليحضرت ، مجتهد الزمانى نواب و وكلا جهت او تعيين فرمودند و مهر توقيع ترتيب دادند . مدت هشت سال صدارت كرد و در ترويج شريعت غرا و تنسيق دين ملت زهرا سعى موفور و جهد نامحصور به ظهور رسانيد و در رفع « 2 » بدع « 3 » هيچكدام از صدور آن مقدار سعى و جهد « 4 » ننمود كه مشار اليه . خصوصا در تخريب شيره خانها و دار الفسقه خمور و مسكرات و كسر آلات لهو و قمار و زجر فسقه و فجره و ملاحده . و با وجود اين رتبه ، مطايبه « 5 » بر مزاج آن حضرت غالب افتاده بود و لطايف و ظرايف دلپذير ازو به ظهور مىرسيد . حسن خلق و فروتنى و تواضع * وى زياده از حد و حصر بود و « 6 » اين غزل « 7 » از نتايج طبع آن حضرت است . غزل :
به پيش ماه « 8 » رخت آفتاب يعنى چه * به پيش خال و خطت مشك ناب يعنى چه
درون حلقهء زلف تو رخ نمايانست * و گرنه در دل شب آفتاب يعنى چه « 9 »
خيال نرگس مستت زهوش مىبردم * و گرنه با دل پردرد خواب يعنى چه « 10 »
عرق به روى تو هركس كه ديد مىگويد * به روى آتش سوزان حباب يعنى چه
هواى شمعى اگر نيست در سرت فيضى * دلى پر آتش و چشمى پر آب يعنى چه « 11 »
از جملهء تصانيفش رسالهايست در اقسام مياه . « خير الناس » تاريخ وفات وى يافتهاند .
و هم درين سال مولانا سلطان محمد صدقى استرابادى كه از مشاهير فضلا و شعرا بود در شهر رجب سنهء مذكوره مهر سكوت بر لب نهاد از جملهء تصانيفش شرح مطالع و ديوان قصايد و غزليات . چون شرح احوال مولانا را در تذكرة الشعرا * به تفصيل در سلك تحرير در آورده اين چند بيت « 12 » از اشعار مولانا مرقوم مىگرد . قصيده : « 13 »
ياقوت آبدار لبت قوت جان دهد * لب تشنه را به چشمهء حيوان نشان دهد
زاهد كجا عمارت ميخانه از كجا * كار منست آن اجلم گرامان دهد
باز گرسنه ، چشم به دور عدالتت * گنجشك را به خانهء چشم آشيان دهد
و ايضا ساقى نامه . شعر : « 14 »
گرفتم كه از يمن اقبال و بخت * شدى در جهان صاحب تاج و تخت
به كشورستانى فريدون شدى * به مال و زر افزون زقارون شدى
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن : « در آن اوان . . . هشت سال صدارت كرد » تدارد
( 2 ) - ب ، م ، ن : دفع
( 3 ) - ن : بدفع
( 4 ) - م : « و جهد » ندارد
( 5 ) - ب : مطاتيه و مزاج .
م ، ن : مطانيه مزاج
( 6 ) - م ، ن : « و » ندارد
( 7 ) - ن : غزل را
( 8 ) - م : « ماه » ندارد
( 9 ) - ن : بيت را ندارد
( 10 ) - ن : بيت را ندارد
( 11 ) - ب ، م ، ن : اين بيت را ندارد
( 12 ) - ن : شعر . م : ندارد
( 13 ) - ن : بيت ندارد
( 14 ) - ن : بيت