تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
به گذرهاى مربع و چمنهاى مثلث و مسدس بخش كرده در ميان خيابان آن نهرى عظيم جارى گردانيد . و در حواشى آن اشجار چنار و سفيدار نشانيده و مربعهاى اطرافش به « 1 » اشجار گل و ياسمن و ارغوان و نارون و ساير درختان ميوه‌دار آراست . و هم درين سال قران همايون واقع شد .

سال « 2 » بيست و دوم از سلطنت روز افزون آن برگزيدهء خالق بيچون نوروز يونت ئيل اثنى و خمسين و تسعمائة

شاه عالم پناه در روز سه شنبه بيست و دوم شهر ربيع الاول سنهء مذكوره از قزوين بيرون رفته به ييلاق يله گنبد كه در جكى جكى « 3 » واقع است نزول فرمود و از آنجا روانهء سلطانيه شدند و مدت دو ماه در آنجا اوقات گذرانيدند « 4 » و از آنجا تا « 5 » به طواف امامزادهء واجب التعظيم امامزاده عبد العظيم تشريف برده تا بلدهء دامغان و چشمه على فرموده « 6 » از آن حدود عود نمودند و قشلاق در قزوين واقع شد و در روز شنبه غرهء رمضان سنهء مذكوره آن بلدهء فاخره به قدوم مسرت لزوم تشريف يافت و درين قشلاق خبر مخالفت و عصيان القاس ميرزا به « 7 » پايهء سرير اعلى رسيده مرتبه به « 8 » مرتبه به صحت پيوست . و درين سال دين محمد سلطان ازبك « 9 » با جميع ازبكان « 10 » به مشهد مقدس آمده شصت نفر از ملازمان شاه قلى سلطان استاجلو كه حاكم مشهد مقدس بود به قتل آوردند و روانهء بلدهء نيشابور « 11 » گرديدند و به تخريب بلاد و تعذيب عباد اشتغال نمود . بعد از آن روانهء ديار خود گرديد . و درين سال شاه دين پناه در قزوين قشلاق نمود . و هم درين سال در تبريز طاعون واقع شد . و هم درين سال امير معز الدين محمد اصفهانى كه سالها بر مسند صدارت متمكن بود و بعد از آن در مشهد مقدس ساكن گشته بود از آنجا متوجه زيارت حرمين شريفين شد و در راه بصره فوت گرديد . جسد شريفش را در كربلا در عمارتى كه در ايام حيات خود در حاير اقدس ساخته بود « 12 » مدفون ساختند . فضايل و كمالات مير مرحوم زياده از آنست كه در حيز بيان توان كشيد . مير افضل واتقى « 13 » و اورع و ازهد و اعلم سادات رفيع الدرجات و نقباى حميده صفات دار السلطنهء اصفهان بود و اكثر مسايل فقهى را از حضرت خاتم المجتهدين شيخ على فرا گرفته بود . مهارت تمام در علم فقه خصوصا در عبادات پيدا كرده بود و در عنفوان « 14 » شباب به شرف زيارت بيت اللّه الحرام و مدينه حضرت خير الائام مشرف شد و در وقتى كه مجتهد الزمانى سبب عزل مير غياث الدين منصور شده در همان روز شمه‌اى از اوصاف حميدهء مير معز الدين محمد در مجلس اشرف مذكور ساخت و خاطر نشان اشرف كرد كه هيچكس را از سادات « 15 » و نقبا و علما غير او را لياقت مرتبهء سامى و
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن : « به » ندارد ( 2 ) - ن : گفتار در عصيان و طغيان القاص ميرزا و دين محمد خان و تاخت نمودن دين محمد خان مشهد مقدس معلى را ( 3 ) - ن : جنگ مكى ( 4 ) - ن : گذرانيده ( 5 ) - ن : « تا » ندارد ( 6 ) - ب ، ن : توقف فرموده ( 7 ) - ن : « به » ندارد ( 8 ) - ن : « به » ندارد ( 9 ) - ن : اوزبك ( 10 ) - ب ، ن : اوزبكان ( 11 ) - ن : نشابور ( 12 ) - ب ، م ، ن : بودند ( 13 ) - ن : ابقى ( 14 ) - ن : عنوان ( 15 ) - م ، ن : از انقيا و علما