چون نواب مالك رفاب خاطر از مهمات خوزستان « 1 » جمع ساختند و رعاياى آنجا را كه از خدنگ حوادث آزرده خاطر بودند به مراحم خسروانه سرافراز ساختند ، آنگاه عزم مراجعت نموده عنان عزيمت به صوب خطهء طيبهء قم منعطف گردانيدند و قشلاق در آن بلدهء جنت نشان نمودند .
چون خاك عرصهء قم از قدوم بهجت لزوم عبير آسا گشت ، شاه عالميان بعد از رعايت احوال عجزه و رعايا و ترفيه حال كافهء برايا ، همگى اوقات فرخنده ساعات به زيارت مشاهد « 2 » متبركه و اماكن مشرفه كه در آن بلدهء فاخره واقع است مصروف داشتند و در عمارت و رواج و رونق و نظام و نسق هر يك از آن مزارات با بركات توجه فرمودند . مبلغهاى كلى از خزانهء عامره به جهت اخراجات آن شفقت كردند * و بر بعضى امكنه و مزارات املاك وقف فرموده « 3 » بر مابقى سيور غالات تعيين كردند .
سال « 4 » بيستم از سلطنت فرمان فرماى خسرو اقليم چهارم نوروز لوى ئيل سه شنبه هفدهم شهر ذى حجه اكثرها خمسين و تسعمائة
پادشاه عاليجاه نوروز مذكور را در بلدهء قم كه « 5 » به سبب فيض و صفا بر تمامى بلاد عراق شرف تفوق و رجحان دارد گذرانيده از آنجا به ييلاق سربند و كزاز و خان كورمز « 6 » توجه فرمودند و در حوالى نهاوند همدان مزاج اشرف اقدس انحرافى پيدا كرده در لجهء اضطرار افتادند * تا آنكه آثار صحت ظاهر شد عالميان ، « حياتى « 7 » يافته « 8 » جانى گرفتند . » در آن ايام « 9 » شاه ظفر - فرجام امراى عظام و غازيان گرام را مثل عبد اللّه خان و شاه على سلطان به تاخت الوس كلهر كه همواره آثار طغيان و عصيان آن گروه به مسامع جاه و جلال مىرسيد مقرر گشته امراى مذكور بدانجا رفته ايشان را غارت كرده سالما غانما به درگاه عالم پناه « 10 » آمدند و در روز سه شنبه دوازدهم شهر رجب سنهء مذكوره به عزم قشلاق نزول اجلال در دار السلطنهء قزوين واقع شد . و هم در آن اوقات به عرض شاه جم جاه « 11 » رسيد كه طايفهاى از لشكر ماوراء النهر داعيه نموده [ 218 ] كه از آب آمويه عبور نمايند . بنابر آن بهرام ميرزا و بدر خان استاجلو و حسين جان « 12 » سلطان روملو و بوداق - خان قاجار را به ييلاق لار روان گردانيد . بهرام ميرزا « 13 » خواجه عنايت « 14 » اللّه كه وزير وى بود با جمع كثيرى به تاخت رستمدار فرستاد . خواجه عنايت اللّه با غازيان كينهخواه به تاخت آن ديار رفته
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن : خراسان
( 2 ) - م ، ن : مشهد مقدسه و اماكن مشرفه
( 3 ) - م ، ن : فرموده و
( 4 ) - م : سال نوزدهم از سلطنت شاه جم جاه نوروز توشقان - ئيل هفتم ذى حجه سنهء تسع اربعين و تسعمائه . ن : رفتن شاه دين نياه به قزوين و تاخت غازيان ظفر انتقام الوس كلهر و ولايت رستمدار و آمدن دين محمد خان به استراباد
( 5 ) - م ، ن : « كه » ندارد
( 6 ) - مز : كوزمز
( 7 ) - ب ، م ، ن : حيوتى
( 8 ) - مز ، ب م : يافتند
( 9 ) - ن : اثنا . م : اوان
( 10 ) - مز ، ب : « آمدند » ندارد . ن : آمده
( 11 ) - م ، ن : « جم جاه » ندارد
( 12 ) - ب ، م ، ن : خان
( 13 ) - مز ، ب : « و » ندارد
( 14 ) - مز ، ب : عنايت