جانب كسگن قرا سلطان حاكم بلخ ، خداى وردى از قبل عبد العزيز سلطان بن عبيد « 1 » خان حاكم بخارا با پيشكش فراوان در تبريز به درگاه گيتى پناه آمده رخصت انصراف يافتند و حاجى آقاى مهماندار به همراهى ايشان به طريق ايلچيگرى بدان نواحى روان شد . و هم در اين سال * استاد « 2 » البشر عقل حادى عشر ، امير غياث الدين منصور بن مرحوم امير صدر الدين محمد شيرازى در شب شنبه بين العشائين سادس شهر جمادى « 3 » الاول سنهء مذكور * فوت شد . [ 215 ] ولادتش در شهور سنهء ست و ستين و ثمانمائة ، مدت عمرش هشتاد و سه سال . مير مرحوم را از روى جامعيت علوم ثالث معلمين نوشتند . كمالات و تبحر مير در علوم زياده از آن بود « 4 » كه در اين مختصرات بيان توان نمود ، از جملهء آنها همين كافيست كه در زمان خاقان صاحبقران يعنى پادشاه خليل شاه اسمعيل تغمده اللّه « 5 » بغفرانه ، او را جهت تعمير رصدى كه سلطان العماء المحققين خواجه نصير « 6 » الملة و الدين محمد - الطوسى « 7 » سرسره در « 8 » مراغه بسته و به كلى ويران شده بود ، از شيراز آوردند چون اتمام آن به ذروهء زحل كه بعد از آن به سى سال به وقوع انجاميد موقوف ماند ، ميرزا را « 9 » در زمان صدارت مرحوم امير جمال الدين « 10 » محمد استر آبادى در اوايل سلطنت شاه جمجاه به درگاه عالم پناه آوردند كه شريك در امر صدارت گردانند « 11 » ، آن مدعا به وقوع مقرون نشد و مكررا ميانهء ميران مباحثات و مشاجرات روى نمود . چون مطايبه و هزل « 12 » بر مزاج مير جمال الدين محمد غالب بود ، مباحثه را به ظرافت منتهى مىگردانيد « 13 » . مير غياث الدين منصور بلا حصول مطلوب توقف نكرده به شيراز مراجعت نمود و مولانا خليل « 14 » منجم اين رباعى را جهت مير در سلك تحرير كشيد . رباعى :
اى مير به القاب مقيد رفتى * ننوشته ترا خليفه ابجد رفتى
تعظيم تو « 15 » آخر نه چو اول كردند * افسوس كه نيك آمدى و بد رفتى
تا آنكه در شهور سنهء ست ثلثين و تسعمائة ، مير صاحب منصب نصف صدارت شد و بيشتر از دو سال و كسرى بر سرير « 16 » مسند آن متمكن نگشت . مشهور است كه * در حينى كه حضرت خاتم - المجتهدين وارث علوم الرسول « 17 » و الائمة المعصومين صلوات اللّه عليهم اجمعين از عراق به درگاه معلى آمد ، ميانهء وى و مير طريق محبت ظاهرى مسلوك بود . مير قرار داد كه شيخ نزد او از علم كلام آلهيات شرح تجريد مولانا على قوشچى بگذراند و وى در خدمت حضرت شيخ كتاب قواعد . مير گفتند كه به واسطهء استفادهء كلام اين هفته خوب مىنمايد و به واسطهء افادهء هفتهء آينده
هامش
( 1 ) - ن : عميده خان
( 2 ) - م : استاد خير البشر
( 3 ) - ب ، م : حميدى الاول
( 4 ) - ب ، ن : بوده
( 5 ) - ب ، م ، ن : « تغمد اللّه » ندارد
( 6 ) - ب ، ن : نصر
( 7 ) - م ، ن : طوسى
( 8 ) - ب ، ن : « در » ندارد
( 9 ) - ب ، م ، ن : « را » ندارد
( 10 ) - ن : جلال الدين
( 11 ) - ن : گردانيد
( 12 ) - ن : نزل
( 13 ) - ب ، م ، ن : گردانيد
( 14 ) - ن : جليل
( 15 ) - ب ، م : « تو » ندارد
( 16 ) - ن : سرير و
( 17 ) - ن : الرسول از عراق به درگاه . . .