تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
مقال را رسانيدند
« فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
« 1 » ، در اندك فرصتى نسلش منقطع شد . شرح حالات وى و اولاد در محل خود ايراد يافته . و هم درين سال ، شاهرخ بن سلطان فرخ بن شيخشاه بن فرخ يسار بن امير « 2 » خليل اللّه بن سلطان ابراهيم بن سلطان « 3 » محمد بن كيقباد از نسل نوشيروان « 4 » عادل به حكم شاه عالم پناه به قتل آمد . به واسطهء قتل او دولت سلاطين شروان منقرض شد . و هم درين سال امير سلطان روملو كه حاكم قزوين بود ، در تبريز وفات كرد و مولانا ركن الدين مسعود كاشى [ كه ] مولد « 5 » وى شيراز است ، اما به واسطهء كثرت توطن در « 6 » كاشان به كاشى شهرت گرفت ، و وى از شاگردان معزز « 7 » مولانا صدر الدين على طبيب است ، فى الواقع در مهارت علوم جالينوس بلكه در كثرت تجربه بطليموس بود « 8 » ، در آخر عمر طبيب شاه دين پناه گرديد ، درين سال از عالم انتقال نمود .

سال « 9 » هفدهم از سلطنت خسرو سكندرنشان سليمان مكان ، اودئيل روز جمعه دوازدهم ذى قعده موافق سبع و اربعين و تسعمائة

درين بهار خسرو كامكار به ييلاق سرلق « 10 » فرموده در آن مقام ، غازى خان تكلو از روميه روگردان شده به درگاه گيتى پناه با پنجهزار سوار حاضر شده منظور انظار عنايات بىغايات گرديد و الكاى ساليان « 11 » و محمود آباد از اعمال شروان « 12 » به تيول او مقرر شد « 13 » . [ 213 ] درين اثنا ، به عرض اشرف رسيد كه حاجى شيخ كرد با جمعى كثير از قطاع الطريق داعيهء سركشى دارد . عبيد اللّه خان و شاه قلى خليفه مهردار و غازى خان تكلو و قراولى عربگيرلو به دفع آن برگشته روزگاران مأمور گشته بدان صوب توجه نمودند . حاجى شيخ كرد از خوف عساكر نصرت « 14 » نشان راههاى تنگ را گرفته علم مخالفت افراختند و جنود ظفر ورود پيش رفته ، كوششهاى بهادرانه نمودند و در اثناى محاربه تيرى به محمد بيك خنوسلو « 15 » رسيد به همان در گذشت . كردان چند نفر از معسكر ظفر اثر را به قتل آورده غازيان به واسطهء استحكام مكان كارى از پيش نبرده به اردوى معلى معاودت نمودند .
هامش
( 1 ) - سوره 6 آيه 45 ( 2 ) - ن : « امير » ندارد ( 3 ) - ب : سلطان محمد كيقباد . م ، ن : سلطان كيقباد ( 4 ) - ن : نوشروان ( 5 ) - ن : مولود ( 6 ) - ن : « در » ندارد ( 7 ) - ن : مقرر ( 8 ) - ن : بود و ( 9 ) - م : ن : گفتار در آمدن غازى خان تكلو از ولايت روم به درگاه جهان پناه و نوازش يافتن و عصيان حاجى شيخ كره كرد ( 10 ) - ن : سريق ( 11 ) - ن : سالكان ( 12 ) - ن : شيروان ( 13 ) - ب ، م ، ن : شده ( 14 ) - م ، ن : نصرت مآثر ( 15 ) - ن : حبوسلو
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 293 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى