گذاشته ساير اهل « 1 » حرم را همراه بردند . چون طاعون بر طرف شد ، باز به تبريز مراجعت فرمودند و تاجلو بيگم را از حرم اخراج كرده مقرر كردند كه او را به شيراز برده ، بقيه عمر آنجا به سر برد .
مشار اليها را در كجاوهء نمدبور « 2 » گرفته بر شترى فردبار كردند و به شيراز رسانيدند . چون بدانجا رسيد فوت شد و در مزار متبركه بىبى دختران كه در آنجا واقعست مدفون گشته . اسم وى شاه بيگى بيگم است ، بنت مهماد بيك ين حمزه بيك بكتاش موسيلو . از آثار خيرات مشار اليها قريهء حسن آباد « 3 » ابو الغراباد ورامين رى است كه بر مدينهء مشرفه على راقدها الف الف صلوة و تحية وقف فرموده و محصول او از آن تاريخ الى يومنا هذا به سادات مستحقين مىرسد . ديگر عمارت رفيعهء روضهء مقدسهء مطهرهء سميهء سيدة النساء « 4 » فى العالمين معصومه است كه معماران همت آن علياحضرت در خطهء قم به اتمام رسانيدهاند و قريب به هزار تومان املاك نفيس وقف آن مزار موهبت * آثار فرمودهاند و آن نيز خيريست جاريه . ديگر عمارت گنبد عاليست كه موسوم است * به جنتسرا كه « 5 » در جنب قبهء مقدسهء متبركهء صفيهء صفويه « 6 » حفت بالانوار القدوسيه ، در دار الارشاد اردبيل جهت مدفن اعليحضرت پادشاه جليل سمى قرة عين « 7 » الخليل ، ابو البقاء شاه اسمعيل انار اللّه برهانه ساخته و پنجرهاى جهت ضريح آن حضرت ترتيب داده كه مثل آن چشم روزگار نديده ، اما توفيق اتمام آن و نقل جسد شريف آن اعليحضرت « 8 » را بدان مكان نيافت * .
ذكر « 9 » انتقال عبيد خان از جهان گذران و ظهور عافيت در ممالك خراسان * .
حكمت منتقم جبار و مصلحت داناى اسرار ، « الذى يرفع الاشرار على مدارج الاستدراج على حسب حكمة و ينزل الاخيار من مدارج الاقتدار على وفق مصلحته » مقتضى « 10 » آنست كه از اصحاب تخت و تاج ، آنان كه « 11 » از منهاج « 12 » صلاح منحرف گشتهاند ، از « 13 » تغاير « 14 » مدارج استدراج ، رواج در انتظام مهام « 15 » و اشتداد در بنيان مرام ايشان پديد مىآيد و صورت عدم اعتبار جهان غدار در اين مواد با افساد در نظر ارباب رشد و رشاد نقاب از جمال سريع الزوال مىكشاند و از اينجاست كه دايرهء اضلال جهان سمت « 16 » سعت پذيرفته ، بسيارى از سست فطرتان به سبب قصور نظر و فتور شرر ، از احاطهء خط مستدير « 17 » هدايت خارج « 18 » گرديده ، رقبه « 19 » در ربقهء جهالت در آوردهاند و از بزم اقبال كه ذريعهء ادراك كيفيت وصال فلاح است هجران « 20 » كرده جرعهء ادبار از بادهء ناگوار
هامش
( 1 ) - مز : اهل و حرم
( 2 ) - م : نمدبوز
( 3 ) - ن : حسناباد ورامين رى
( 4 ) - مز ، ن : سيد النساء
( 5 ) - مز : « كه » ندارد
( 6 ) - ن : صفويه دار الارشاد
( 7 ) - ب ، م : قره العين . ن : قرة العين
( 8 ) - ن : اعليحضرة
( 9 ) - ن : گفتار در بيان انتقال عبيد خان از جهان فانى و شمهاى از احوال و اوضاع مخالفان اوزبك و بعضى وقايع
( 10 ) - ن : بعضى
( 11 ) - ن : آنكه
( 12 ) - ب ، م ، ن : مناهج
( 13 ) - ن : « اند » ندارد
( 14 ) - ن : نعابر
( 15 ) - ب : مهمام
( 16 ) - ب ، ن : سمعت
( 17 ) - ن : مسند بر
( 18 ) - ن : فارح
( 19 ) - ن : رقيه
( 20 ) - ن : بحران