اعمال خود رسيده من نيز ديدم آنچه ديدم « 1 » . اما چون نيت صافى طويت آن حضرت با زلال اقبال « سبقت رحمتى غضبى » سمت امتزاج يافته ، و نير خير « 2 »
« وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
« 3 »
»
بر ساحت ضمير عفوپذير آن زينت ده تاج و سر بر تافته « 4 » ، يقين كه رقم بر صحايف جرائم اين بنده كشيده « 5 » قبايح گذشته كان لم يكن خواهند « 6 » انگاشت . شعر « 7 » :
از من گنه آيد و من اينم * از تو كرم آيد و تو آنى *
و پس از وصول اين عرضه داشت به درگاه پادشاه آفاق با رؤس اهل نفاق ، عرق « 8 » برادرى نواب شاهى و كرم جبلى در حركت آمده ، ملتمسات مذكور بىقصور مبذول گرديد . اعليحضرت شاه واجب التعظيم ، امير عبد العظيم كه از اعاظم « 9 » خدام سپهر احترام آستانه مقدسه عرش منزلهء « 10 » رضيهء رضويه « 11 » على را قدها السلام و التحيه [ بود ] فرستاده ، شاهزاده افتاده را طلب فرموده و مشار اليه به دستور سابق [ 182 ] بر مدارج الطاف و اعطاف شاهى رسيد . الحمد للّه الكريم المجيد . و در اين سال قشلاق همايون در دار السلطنه تبريز واقع شد . چون مكررا تمرد و عصيان الوند خان افشار * بر ضمير خورشيد نظير پرتو انداخته بود ، شحنه قهر به سياست او مأمور گشته به قتل رسيد و الكا و قشون او را به محمدى بيك ولد حسن سلطان پسرزاده افشار منصور تفويض فرمودند . و در محل توجه رايات نصرت آيات از عراق * ، چون سلطانيه معسكر همايون شد ، غفران پناهى قاضى جهان الحسنى « 12 » كه وكيل * السلطنه بود و هنگام نزاع روملويان با استاجلويان به گيلان رفته بود ، و قريب به ده سال در گيلان و رشت « 13 » به دست مظفر سلطان اميره دباج « 14 » والى آنجا محبوس بود « 15 » ، به پايه سرير * اعلى آمده به مراهم خسروانه اختصاص يافت و در ماه صفر سنه مذكوره به منصب سامى وكالت ديوان اعلى سرفراز شد .
سال « 16 » دوازدهم از سلطنت * شاه گردون حشمت پيچين ئيل « 17 » اثنى و اربعين و تسعمائة
درين سال فرخ فال ، اوقات همايون در ييلاق اوجان و سهند به عيش و كامرانى گذشته ، از آنجا توجه به دار السلطنه تبريز نمودند . اميره دباج « 18 » مشهور به سلطان مظفر حاكم رشت سر از ربقهء اطاعت و
هامش
( 1 ) - ب : ديد
( 2 ) - ن : خبر
( 3 ) - سوره 3 آيه 134
( 4 ) - ن : راه يافته
( 5 ) - م ، ن : گذشتگان
( 6 ) - ن : خواهد
( 7 ) - ن : بيت
( 8 ) - ن : « عرق » ندارد
( 9 ) - م : عاظم سپهر
( 10 ) - ب ، م ، ن : منزلت
( 11 ) - ن : رضويه فرستاده
( 12 ) - ب ، ن : الحسينى
( 13 ) - م : در شب
( 14 ) - ن : دتاج
( 15 ) - ب : بوده
( 16 ) - ن : ذكر روى بر تافتن اميره و تاج مشهور به سلطاق مظفر حاكم رشت از درگاه جهان پناه
( 17 ) - ن : پيچى ئيل
( 18 ) - ن : وهاج م : وياج