و گرفتن مملكت به ممالك وى مىآيى . عبيد خان كه امثال اين سخنان از امرا و سرداران استماع نمود ، عرق غيرتى كه نداشت در حركت آمده به عزم رزم از ظاهر مشهد مقدسه متبركه كوچ كرده به جانب معسكر صوفيان نهضت نمود و در بيستم شهر رجب سال مسطور در قريه عبدل « 1 » آباد كه داخل ولايت نيشابور « 2 » است به وى رسيده جنگ عظيم به وقوع انجاميد « 3 » و به طرفة العينى سپاه ازبكيه به لشكر صوفيان غالب آمده بسيارى از ايشان را به قتل رسانيده صوفيان خود را با معدودى چند به قلعهء مذكوره « 4 » رسانيده متحصن گشت و عبيد خان « 5 » با لشكرى گران در گرد حصار نشسته « 6 » به امر محاصره قيام نمود و چون قلعهء مذكور از متانت و ذخيره خالى بود بعد از انقضاى چند روز ازبكان عالمسوز زور آورده قلعه را فتح نمودند و صوفيان خليفه را زنده گرفته نزد عبيد خان بردند و خان در حال به قتل وى حكم كرده او را به قتل آوردند . از مردمى كه در آن معركه حاضر بودند استماع افتاد كه در وقتى كه صوفيان را نزد عبيد خان بردند يكى از ازبكان او را بر پشت بسته وى سر خود را بر پشت آن ازبك بر وجهى « 7 » نهاده بود كه رويش نمىنمود هر چند مردم عبيد خان از روى تعب سعى نمودند كه سرش را برداشته روى او « 8 » را مشاهده نمايند ميسر نشد و همچنين كه « 9 » نزد عبيد خان بردند ، سر بالا نكرد ، غرضش آن بود كه چشمش بر روى عبيد خان نيفتد تا آنكه از عقب سرش را از تن جدا كردند * .
گفتار « 10 » در ذكر مال احوال سام ميرزا و ياغى شدن وى و رفتن به جانب قندهار و شكست يافتن از كامران ميرزا
چون سام ميرزا و اغزيوار « 11 » خان از دار السلطنه هرات كوچ كرده به نواحى ولايت فراه رسيدند چند روز قريب به ولايت مذكور « 12 » نشسته مراد سلطان كه به حكم پادشاه زمان حاكم آن ولايت بود ، از روى اضطرار « 13 » [ 180 ] نزد « 14 » ميرزا و اغزيوار « 15 » آمده ايشان را تبعيت نمود و بعد از اطاعت مشار اليه اردوى ميرزايى از آن حوالى كوچ كرده به جانب قندهار در حركت آمده « 16 » و در اثناى اين توجه امير خواجه كلان كه به فرمان ميرزا « 17 » كامران ولد ظهير الدين محمد باير پادشاه « 18 »
هامش
( 1 ) - م ، ن : عبدال آباد
( 2 ) - ن : نشابور
( 3 ) - ن : پيوست
( 4 ) - ب ، ن : مذكور
( 5 ) - ب ، م : عبديخان
( 6 ) - ب ، ن : نشسته و به امراى خود به امر محاصره . م : نشسته و به امراى خود محاصره
( 7 ) - ن : « بر وحهى » ندارد
( 8 ) - ن : او به بينند
( 9 ) - ب ، ن : « كه » ندارد
( 10 ) - ن : ذكر رفتن سام ميرزا به طرف قندهار و محاصره نمودن قندهار و وقايعى كه در آنجا روى نمود
( 11 ) - ب : اغريور
( 12 ) - ب : مذكوره
( 13 ) - ب : اضطراره
( 14 ) - ن : نزد اغريوار و ميرزا آمده
( 15 ) - ب : غريوار . م : آغريور
( 16 ) - ب ، م : آمد
( 17 ) - م : ميرزاى
( 18 ) - ب : پادشا