تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
چو آيد به كوشيدنت كار پيش * ز تأييد حق‌دان نه از سعى خويش
و ايالت آن ديار و كوتوالى قلعه ارجيش به احمد سلطان صوفى اغلى تعلق گرفت

گفتار « 1 » در محاربهء خليفه سلطان شاملو ، و جماعت هرويان با بيرام اغلن ، و كشته شدن مير سلطان ابراهيم الامينى

سابقا مذكور شد كه بيرم اغلن چون به تونيان رسيد ، راى خليفه سلطان ، و محمود بيك بر آن قرار گرفت كه در حراست شهر كوشيده از درون حصار بيرون نروند . اما مرحوم امير سلطان ابراهيم الامينى كه از اكابر زمان به مزيد ادراك و شيرينى زبان و كلام ممتاز بود ، اين راى را رد كرده ، خليفه سلطان را [ 175 ] به بيرون رفتن و جنگ كردن ترغيب نموده ، و خليفه مذكور به ارشاد امير سلطان ابراهيم و از اعيان شاه محمد جامه‌باف و شادى عسس سلاح جنگ بر خود بسته در پاى علم خليفه سلطان از پى مقاتله با مخالفان در نوزدهم ماه ذى قعده سال مسطور از شهر بيرون رفتند « 2 » و « 3 » محمود بيك را با معدودى جند جهت حراست در شهر گذاشته متوجه ميدان قتال گشتند . چون قريب به قريه اسفزار كه از اعمال ولايت هرات است ، و از نفس بلده تا آنجا ده فرسخ شرعى « 4 » است رسيدند ، سپاهى « 5 » مخالف پديدار گشت . كسانى كه خليفه سلطان را در شهر به بيرون رفتن و حرب كردن ترغيب كرده بودند ، از گفته خويش پشيمان و نادم گشته ، خوف و هراس بىقياس در ضماير ايشان راه يافت ، بيرم اغلان را قايد تقدير به صوب معركه داروگير در حركت آورده ، عنان توجه به جانب غازيان بىسر تافت ، و مضمار كارزار گرم گشته از طرفين بواعث فتنه به هم رسيده در هم آويختند . اما چون لشكريان خليفه سلطان اطرافى و لوند و مفت خوار و تلند « 6 » بودند ، و سردار بىاعتبار از اقامت محاربه تقاعد « 7 » نموده ، بيرم اغلان بريشان غالب آمده ، خليفه سلطان با بسيارى از لشكريان « 8 » از ترك و تاجيك كه عدد ايشان فريب نهضد نفر بود كشته گشته ، امت بيك با سه چهار كس از مقتل سالم بيرون آمده از كسانى كه بر خود ظلم كرده بر آن « 9 » معركه رفته ، كشته گشته ، امير سلطان ابراهيم امينى است كه شمه‌اى از صفات * وى سبق ذكر يافت و اين رباعى كه مرقوم مىگردد از نتايج طبع اوست . رباعى « 10 » :
دردا كه تن از عشق تو فرسود مرا * هجر تو برآورد زجان دود مرا
بس زود رميدى ز من و با تو هنوز * بسيار سر هم‌نفسى بود مرا
هامش
( 1 ) - ن : ذكر محاربه نمودن لشكر هرات با اوزبك و شكست يافتن قزل‌باش از بيرام اغلن . ( 2 ) - ب ، م ، ن : رفته ( 3 ) - م : « و » ندارد ( 4 ) - م ، ن : « شرعى » ندارد ( 5 ) - ب : سياه ( 6 ) - ب ، م ، ن : بلند ( 7 ) - ن : تقارب ( 8 ) - ب ، م ، ن : لشكرى ( 9 ) - ن : بدان ( 10 ) - ن : بيت