تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
شاه عالميان جوگان مىباخت ، و گلگون نخوت و غرور در آن « 1 » عرصهء وسيع به هر طرف مىتاخت ، و آن روز [ 170 ] جمعه بود قريب به عصر حضرت خاتم المجتهدين در دفع شر و فتنه و فساد در دعاى سيفى و دعاى « 2 » انتضاف « 3 » مظلوم از ظالم كه منسوب * به امام همام « 4 » ابى عبد اللّه الحسين عليه السلام است مىخواند . هنوز دعاى دوم را به اتمام نرسانيده بود ، و كلمات قرب اجله و ايتم ولده در زبان داشت ، كه محمود بيك در اثناى چوگان‌بازى از اسب افتاده سرش چون گوى هلال سم سمند خذلان گشت ، و بر خاك مذلت يكسان شد . و هم درين سال سالك مسالك سخن‌گذارى « 5 » و ناظم مناظم نكته‌پردازى مولانا لسانى در تبريز به جوار رحمت ايزدى پيوست . منشاء آنكه چون ابراهيم پاشا « 6 » به تبريز آمد مولانا لسانى فرار نموده مخفى بود . ياران به دو گفتند كه تاج را مىبايد انداخت ، كه مضرتى نيابى ، ملا گفت كه اگر سرم را با تاج برميدارند ، كه تاج از سر نمىاندازم . آنگاه مناجات به درگاه قاضى الحاجات كرد كه بار خدايا پيش از آنكه تاجم بردارند جانم را بستان كه من تاب اين ندارم كه مدهبى ديگر بينم ، و در همان چند روز وفات نمود « 7 » . در سرخاب مدفون گشت . ديوان * غزلياتش پانزده « 8 » هزار بيت است ، شعر بسيار از قصايد و ترحيع و تركيب و مسدس و رباعى گفته « 9 » از شعرا هيچكس به زبان حال در وادى عاشقى و دل‌سوختگى شعر نگفته .

شمه‌اى « 10 » از احول خراسان

بعد از توجه شاه گردون توان به جانب عراق « 11 » و آذربايجان سام ميرزا در دار السلطنه هرات بر مسند عدالت و ايالت متمكن گشته . اغزيوار خان همگى همت بر ترفيه احوال سپاه و رعيت مصروف داشت ، و در تعظيم سادات و قضات و موالى خصوصا رعايت « 12 » او ساط الناس و ادانى « 13 » عموما اهتمام كرده ، رايت مرحمت و نصفت برافراشت . اما چون اراده مالك الملك مطلق ، و مشيت عطيه معبود بر حق به نقض ايالت شاهزاده عالى مقدار « 14 » حكومت اغزيوار ستمكار تعلق گرفته بود ، مدت ششماه و كسرى در آن بلده فاخره دارايى نمودند مغير فضا بساط اقبال ايشان را در نور ديده ، صرصر فدر اساس استقلال ايشان را منهدم گردانيده ، خير قتل حسين خان
هامش
( 1 ) - م : در ميدان وسيع ( 2 ) - ن : « دعاى » ندارد ( 3 ) - ن : انصاف ( 4 ) - ب ، م ، ن : الهمام ( 5 ) - كذا ( 6 ) - ن : « پاشا » ندارد ( 7 ) - ن : نمود و ( 8 ) - م ، ن : يازوه ( 9 ) - مز ، ب ، ن : ندارد ( 10 ) - ن : ذكر مخالفت سام ميرزا و آغزيوار از بلده هرات و رفتن به جانب قندهار و گرمسير و وقايعى كه در آن اوان روى نمود سام ميرزا در دار السلطنه . . . ( 11 ) - م : « عراق و » ندارد ( 12 ) - ن : رعايا و اواسط الناس . م : رعا و اوساط الناس ( 13 ) - ب ، م : اونى ( 14 ) - عالى مقدار و