ديوانه يا مستى بايد كه بىصرفه جنگ كند و محلى واقف گردد كه در معرض تلف « 1 » افتاده باشد .
الحمد لله و المنه كه تمامى لشكر ما از خمر و شراب و از جميع مناهى توبه كردهاند و از تمامى ممالك محروسه جميع شرابخانهها و بوزهخانهها و قمارخانهها « 2 » و بيت اللطف و ساير نامشروعات بر طرف شده و لله الحمد « 3 » كه از آن تاريخ كه توبه واقع شده فسق و فجور بر طرف گشته و شكر شمهاى از آن به صد هزار زبان بيان نمىتوانم كرد « 4 » .
اگر هر موى من گردد زبانى * شود هر يك ترا تسبيج خوانى
هنوز از بىزبانى خفته باشم * ز صد شكرت يكى ناگفته باشم
منتشا سلطان باد رمزيار « 5 » قورچى باشى كرد بنياد عتاب نمود كه من تصور كردم كه خبر صلح آورده باشى تو خود از جانب خوندگار كاغذ جنگ آوردهاى او را فرمودند كه گردنش « 6 » زدند در آن وقت موازى هفت هزار كس همراه موكب همايون بود دو « 7 » سه هزار اسب كه به كار مىآمد داشتند تتمه اسپها « 8 » لاغر و زبون بودند كه از سفر هرى ايلغار وافع شده بود و به واسطهء مخالفت بعضى امرا كه روگردان شدند فتور « 9 » تمام به حال عساكر ظفر « 10 » فرجام راه يافت و جمعى ديگر مثل حسين خان و غيره راه نفاق مىپيمودند و منتظر وقت بودند « 11 » از امرا و اركان دولت بىاعتماد شده از جهت رعايت حزم چند روزى جنگ را در حيز « 12 » توقيف انداخت اما در آن قضيه شاه جم جاه به غايت مضطر شده كار خود « 13 » را به « 14 » خدا حواله نمود « 15 » و مناجات به دعاى مضطرين
« أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ »
« 16 » نمود و به حرم كه تشريف بردند « 17 » حضرت خليل الرحمن « 18 » على نبينا و عليه السلام را به زبان الهام بيان آوردند كه آن حضرت را در وقتى كه در منجنيق كرده در آتش انداختند حضرت جبريل عليه السلام « 19 » نزد او آمده گفت اگر مىخواهى ترا مدد نمايم . حضرت خليل الرحمن فرمودند كه آرى مدد « 20 » مىخواهم « 21 » فاما از تو نمىخواهم در آن زمان درياى آلهى به جوش در آمده فرمود كه
« يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ
« 22 »
»
[ 166 ] و اين ابيات در آن حال خواندند « 23 » :
هامش
( 1 ) - ن : طلف
( 2 ) - م ، ن : « و قمارخانهها » ندارد
( 3 ) - ب ، م ، ن : الحمد لله
( 4 ) - ن : بيت
( 5 ) - ن : ورمزيار
( 6 ) - ب : دلش . م : آتش
( 7 ) - م : « دو » ندارد
( 8 ) - ن : اسبان
( 9 ) - ب ، ن : قورى
( 10 ) - م ، ن : ظفر ماثر
( 11 ) - ب ، ن : بودند و
( 12 ) - ن : تا خير و
( 13 ) - ب : خود را به حواله
( 14 ) - م : به حضرت إله
( 15 ) - ب : نموده
( 16 ) - سوره 27 آيه 62
( 17 ) - ب ، م ، ن : حكايت حضرت
( 18 ) - ن : « الرحمن . . . عليه السلام » ندارد
( 19 ) - ن : « عليه السلام » ندارد
( 20 ) - م ، ب : مدد از خدا مىخواهم
( 21 ) - ت . م : خواهم در آن زمان
( 22 ) - سوره 21 آيه 69
( 23 ) - ن : بيت