تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
و هم درين سال فرخ فال در دار السلطنه مذكور يعنى شب شنبه بعضى « 1 » از ايام و شهور سنهء ثمان و ثلثين و تسعمائة به افق تبريز به طالع عقرب تا هنگام نقاره سحر ، نواب كامياب اشرف اقدس ارفع اعلى همايون خلاصه اولاد سلاطين زمان و زبدهء احفاد خواقين ايران ، غلام حضرت صاحب العصر و الزمان و خليفة الرحمن ، السلطان ابن السلطان ابن السلطان « 2 » و الخاقان ابن الخاقان ابن « 3 » الخاقان ، ابو المظفر « 4 » شاه سلطان محمد از بانوى كبرى و مستوره عظمى مهد عليا سلطانم بنت امير مرحوم عيسى سلطان موسيلو « 5 » كه به امر شريعت حضرت خير البشر عليه صلواة اللّه الملك الاكبر در حبالهء نكاح پادشاه با فلاح در آمده بود * ، متولد گشت و اين ميلاد با اسعاد روى نمود . و هم درين اثنا خبر رسيد كه عبيد خان هرات را محاصره كرده به غايت بر محصوران آنجا دشوار گذشت « 6 » .

گفتار « 7 » در آمدن عبيد خان به دستور معهود به بلدهء هرات و تحرير شمه‌اى از شدت عسرت در آن اوقات و توجه موكب شاهى

چون مدت يكسال و نيم تخمينا شاهزاده حميده صفات و خان ستوده سمات در دار السلطنهء هرات به فراغ بال و رفاه « 8 » حال بر مسند فرمان فرمايى اوقات خجسته ساعات گذرانيده ، عبيد خان به دستور معهود سالك سبيل عليل تعدى گشته در بيست و هفتم رمضان سال مسطور ظاهر بلدهء هرات را معسكر خويش گردانيد « 9 » و در قريه شايمانه شاميانه ثباث برافراخت و عزيزان « 10 » را بر « 11 » خاك مذلت انداخت [ 156 ] و نخست آب را از فقيران لب تشنه و عموم سكنه باز گرفته ، ازبكان ظالم بر مسالك و شوارع بازداشت كه مانع آيند از آنكه از جنس خوردنى و پوشيدنى به درون شهر چيزى برده شود . لاجرم روز به روز تنقيص و تشويش محصوران هرات زياده شده و در خلال اين احوال غازى خان « 12 » به اخراج مردم محتاج حكم « 13 » فرمود و « 14 » بعد از اين به چند روز فرمود كه در محلات و حمامات ملاحظه نمايند هركس كه « 15 » جهات و اسباب وى به نسبت « 16 » ديگرى كمتر باشد ، او را با عيال و متعلقان و جامه و پلاس كهنه از شهر بيرون
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن : و بعضى ( 2 ) - ب ، م ، ن : « ابن السلطان » ندارد ( 3 ) - ب ، م ا ن : « ابن الخاقان » ندارد ( 4 ) - ن : ابو المظفر شاه سلطان محمد » ندارد ( 5 ) - م : موشلو ( 6 ) - م ، ن : گشت ( 7 ) - ن : ذكر آمدن عبيد خان بار ثالث بر سر ولايت هرات و گرفتن هرات و دست تعدى گشودن ( 8 ) - ب ، م : رفاع ( 9 ) - ن : گردانيده ( 10 ) - ن : عزيز ( 11 ) - ن : برابر ( 12 ) - م : عاريخان ( 13 ) - ن : بخصم ( 14 ) - ن : « و » ندارد ( 15 ) - م : « كه » ندارد ( 16 ) - ن : نسبت به
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 219 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى