چه زندگيست بدين صد هزار خون جگر .
و جهت عليق الاغان چوب را به هيئت برك كاه تراشيده در عوض كاه مىدادند . از عطيات آلهى كه در آن زمان نسبت به هرويان به وقوع انجاميد آن بود كه طايفهاى از ازبكيهء تجارت پيشه كه از عسرت و شدت شهريان آگاه شدند ، شبها نهان از خان « 1 » و سرداران « 2 » قريب به دروازه آمده اسپان الاغى لاغر مىآوردند و [ به ] مردم به « 3 » بهاى تمام « 4 » فروخته در برابر متاع مىگرفتند و آن متاع را نيز به بهايى كه دلخواه ايشان بود مىگرفتند فى الواقع اين بيع و شر او سود « 5 » و سودا شهريان را عطيه كليه بود زيرا كه رزق ايشان را روزى نمىشد ، بىشبهه اكثر ايشان از ضعف و گرسنگى هلاك مىشدند . مشهورست كه در اواخر اوقات محاصره و قلت ذخيره در مطبخ شاهزاده ممالك آرا بهرام ميرزا محقر طبقى از پلاو كه به گوشت اسب « 6 » پخته بودند « 9 » با چند قاب خالى نزد نواب ميرزايى مىآوردند ميرزا به هركس از مقربان كه لطف داشت يك قاشق برنج در طبقى كه گنجايش پنج شش من برنج داشت ريخته پيش آن شخص مىبردند و در مجلس بر سر آن قاشق طعام ميان مقربان و نزديكان تلاش شده دور آن آب حسرت از آن به گلو فرو مىبردند .
سال نهم از سلطنت پادشاه با حشمت يعنى سنهء تسع و ثلثين و تسعمائة نوروز ئيلان ئيل روز سه شنبه چهاردهم شهر شعبان * المعظم .
در اوايل [ 158 ] بهار اين روزگار ، قمش اغلان ازبك به طريق پرتاولى تاخت به رى آورده بر سر اردوى محمد خان ذو القدر ولد كور شاهرخ بن علاء الدوله [ كه ] به حكم پادشاه ظفر پناه در آن اوان حاكم استر آباد بود و از آنجا به ساوخ بلاغ آمده و در چمن مخور « 10 » نشسته بود غافل ريخته احمال و اثقال او را غارت كرد . نواب كامياب اعلى برادر كوچك خود القاس ميرزا را « 11 » تربيت نموده و طبل و علم با خيل و حشم شفقت فرمود و بدر خان استاجلو را به للهگى او نصب نموده و استر آباد به تيول ميرزا مقرر شد و القاس ميرزا با هزار و پانصد سوار به جانب استر آباد ايلغار كردند و نيم شبى بود كه به استر آباد رسيدند . در آن اوان اكثر ازبكان در حمام بودند غازيان از روى قهر به شهر آمدند و سورن انداختند و نقاره نواختند بعضى از ازبكان برهنه و عريان از حمام بيرون آمده « 12 » عساكر نصرت مآثر ايشان را گرفته به قتل آوردند و قمش اغلان از
هامش
( 1 ) - م ، ن : خانه
( 2 ) - ب : سراداران
( 3 ) - م : الاغى . ن : و الاغ لاغرى 3 - م : به تيمتهاى تمام كه دلخواه ايشان بود مىگرفتند
( 4 ) - ب : تمام كه دلخواه ايشان بود
( 5 ) - م : سود در سود
( 6 ) - ن : آب
( 9 ) - ن : بود
( 10 ) - ب ، م : داشت ريخته پيش آن شخص . ن : داشت اندكى ريخته و پيش آن شخص مىبردند 10 - م : حجور . ن : ححور
( 11 ) - مز ، ب ، م : « را » ندارد
( 12 ) - ب ، ن : آمدند