تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
كنند « 1 » و دروازها و كوچه‌بندهاى بيرون شهر فزل باشان شديد و نويسندگان مفسد از پى تحقيق اين امر بازداشت . آنگاه دروازه‌بانان لحاف و بالش « 2 » كهنه مردم از شهر « 3 » رانده را باز كرده « 4 » و پنبه‌ها را بيرون آورده « 5 » ملاحظه مىنمودند كه در ميان پنبه شايد چيزى نفيسى از نقد و جنس پنهان كرده باشند آنگاه ميان لحاف كسان باز كرده در درون پيراهن و زير جامهء ايشان همى پاليدن « 6 » موحش منظور مىداشتند و ازين قبيح‌تر آنكه زنان بىحيا را پيدا كرده در دروازها باز داشته بودند كه به عورات مستورات نيز همين معامله مىنمودند . از مردم صحيح القولى استماع افتاد كه آن زنان فاحشه در تحقيق و جستجوى « 7 » اشياء به مرتبه‌اى مبالغه مىكردند كه تنبان عورتان با عفت را بيرون آورده نظر مىانداختند كه چيزى در تنبان مستورست شايد در آن موضع جوهرى يا وصله طلايى « 8 » پنهان كرده باشند . نعوذ باللّه من سوء افعالهم « 9 » و قبح اعمالهم « 10 » . و پس ازين تحقيق قبيح از خانه كوچى كه عبارت از مرد و زنيست مبلغ صد و پنجاه دينار تبريزى در دروازه گرفته در كوچه‌بند « 11 » نيز چند سكه « 12 » مىگرفتند . القصه به دفعات از درون بلده هرات كس بيرون كرده شهر يه مرتبه‌اى خالى شد كه جز « 13 » غازيان و شيعيان و تبرائيان كسى نماند و مع ذلك از گرسنگى و رياصنت بسيارى از قزل‌باشان « 14 » گريخته به اردوى مخالف مىرفتند و عبيد خان به مصلحت آنكه لشكر غازى خان روگردان شده « 15 » نزد وى آيند ، هر قزل‌باشى كه از شهر فرار نموده به اردويش مىرفت او را سير « 16 » و پوشيده ساخته به حسب ظاهر نوازش مىنمود به معتمدان خود سپرده در حفظ وى مبالغه مىفرمود . در آن اوان عبيد خان قطعه‌اى گفته به خواجه امير بيك مهردار « 17 » كه وزير خراسان و در هرات مىبود فرستاد كه اين بيت از قطعه اوست قطعه « 18 » :
كاى خواجه بعد ازين طمع از زندگى مدار * اكنون كه گشت مسند « 19 » خانى مقام ما
هامش
( 1 ) - ن : كنيد ( 2 ) - ن : پلاس ( 3 ) - ن : « از شهر رانده » ندارد ( 4 ) - م : زنده ( 5 ) - ن : كرده ( 6 ) - م ، ن : ماليدند ( 7 ) - ن : جستجوى آن مرتبه ( 8 ) - م ، ب ، ن : طلا ( 9 ) - ن : اعمالهم ( 10 ) - ن افعالهم ( 11 ) - ن : كوچه‌بند هرات ( 12 ) - ب ، ن : تنكه ( ظاهرا اين كلمه صحيح‌تر به نظر ميرسد ) ( 13 ) - مز ، ب ، م : « از » ندارد ( 14 ) - م ، ن : قزلباش ( 15 ) - م ، ن : « شده » ندارد ( 16 ) - ن : سر بوسيله ساخته ( 17 ) - مز : « دار » ندارد ( 18 ) - ن : بيت ( 19 ) - ب : منصب
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 220 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى