صفات بهرام ميرزا بر مسند فرمان فرمايى متمكن شده ، غازى خان صلاح حال سپاه « 1 » و رعايا را وجهه همت ساخت و به استصواب جناب « 2 » خواجه امير بيك كه وزير مملكت خراسان بود رايت نصفت برافراخت و در رعايت و تربيت « 3 » سادات « 4 » و علما و فضلا و غيرهم از ارباب عمايم مبادرت نموده فضايل پناهى امير سلطان ابراهيم امينى را به منصب تعليم شاهزاده كريم بازداشت و در استمالت و عدالت مبالغت « 5 » كرده لواى انصاف و اعطاف برافراشت و از وقايع و سوانح اين سال پادشاه عالى جاه بابر ميرزاست كه در دار الخلافه اكره كه از امهات بلاد هندست * از جهان سريع الزوال انتقال يافت ولدش ميرزا همايون به جاى او بر سرير سلطنت هند « 6 » متمكن گرديد .
سال « 7 » هشتم از سلطنت پادشاه عالم پناه فلك بارگاه نوروز لوى ئيل در روز شنبه سوم شهر شعبان « 8 » ثمان و ثلثين و تسعمائة
سابقا مذكور شد كه اولامه به روم رفته سلطان سليمان فيل پاشا را با حشرى بسيار همراه نموده بر سر حاكم بتليس شرف خان « 9 » كرد فرستاد . « 10 » اين خبر « 11 » را شرف خان چون به عرض شاه مؤيد از جانب ملك منان رسانيد ، خود بدان صوب نهضت نمود چون خبر آمدن شاه جم جاه به روميان رسيد ، از كمال بيم و هراس از تسخير فلعه مأيوس گشته توپها را انداخته راه انهزام « 12 » پيش گرفتند . دلو يادگار روزكى كرد كه در قلعه بتليس به حوالى قرانقره « 13 » دره خوى به اردوى معلى رسيده ، خبر داد كه فيل پاشا توپها را انداخته به ديار بكر فرار نموده . شاه عالم پناه با امرا و يوز باشيان و قورچيان جانقى كرده بعضى گفتند كه خواندگار به فرنگ رفته حاليا به سيواس رويم اكثر مردم آن محال به واسطهء نهب و غارت بر سر شاه ظفر پناه « 14 » جمع مىشوند ، آن محال را غارت كرده در الكاى مرعش توقف نماييم « 15 » و مردم بر سر خود جمع سازيم . خوندگار « 16 » چون به استنبول آمد ، آنجاها را سوخته چول سازيم و هر كه همراه اردوى همايون آمد ، همراه آوريم و هر كه نيايد فتل و غارت نماييم و در ديار بكر چندان توقف نمائيم كه خواندگار به جوبرم « 17 » و عماسيه بيايد . بعد از آن ديار بكر را سوخته به بغداد آئيم و از آب موصل گذشته زمستان در « 18 » حوالى بغداد قشلاق نماييم اگر
هامش
( 1 ) - م ، ن : پادشاه
( 2 ) - م : حباب
( 3 ) - ن : « و تربيت » ندارد
( 4 ) - ب ، م ، ن : امير سادات
( 5 ) - ب ، ه ، ن : مبالغه نكرده
( 6 ) - ن : هند نشست
( 7 ) - ن : ذكر آمدن اولامه در روم بربتليس و رفتن لشكر ظفر اثر و فرار او
( 8 ) - ن : شعبان سنه 938
( 9 ) - م ، ن : « خان » ندارد
( 10 ) - م ، ن : فرستاده و
( 11 ) - م ، ن : خبر چون شرف خان بعرض شاه
( 12 ) - ن : انهدام
( 13 ) - ن : مر القره
( 14 ) - م ، ن : جم جاه
( 15 ) - م : نمايم
( 16 ) - م : خواندگار
( 17 ) - جويزم
( 18 ) - م : « بغداد » ندارد . ن : آذربايجان