از خلد برين است بودهاند . الحال مدت مديدست كه آن سلطنت شعار بىوقار « 1 » و بدنام كنندهء خواقين نامدار و آن باعث ننگ و عار خانان « 2 » عالى تبار كه به خر « 3 » دزدى و غله سوختن افتخار مىنمايد ، [ 147 ] به كرات و مرات به مملكت خراسان آمده آتش نهب و تاراج و قتل و يغما در جهان انداخته و آيهء « 4 »
« يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ
« 5 »
»
يراسباب « 6 » مردمان خوانده و اهل و عيال مسلمانان را فساد نموده به اسيرى برده بناى امور « 7 » آن ابليس پرتلبيس بر « 8 » مكر و فريب « 9 » و حيله و تزويرست و هميشه به روباه بازى و نامردى فرار نمودن « 10 » و گريختن را شعار و دثار خود ساخته نه از « 11 » غضب خالق خايف « 12 » و نه از طعن خلايق شرمسار راه عناد و استكبار مىپيمايد و نواب همايون ما چند مرتبه از حد « 13 » ديار بكر و آذربايجان دفع اعداى روم نموده با لشكر گران متوجه خراسان شديم و او همه وقت قرار بر فرار داده در برابر صولت اين دولت تاب اقامت نداشته از مملكت خراسان
« كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ
« 14 »
»
بار ادبار بر خر بسته تا كنار آب آمويه گريخته « 15 » جايى نه ايستادند و درين ولا به زحمت بسيار و مشقت بىشمار جميع سلاطين ماوراء - النهر و دشت قبچاق و تركستان را جمع كرده آمدهاند ما نيز توكل كل « 16 » به حضرت دهندهء بىمنت نموده به ايلغار تمام چتر فلك سارا در النك جام برافراختيم و چون جمعى از ايلچيان از جانب خواقين عالى شان به درگاه همايون آمده بودند ، لازم شد كه كميت عساكر نصرت - مآثر را شاهد « 17 » ايشان نماييم بنابرين يكصد و بيست هزار سوار جرار به قلم عرض در آمده همان جنگگاه جام را مضرب سرادقات جلال ساختيم . اگر داعيهء سلطنت و مردى و دلاورى و شجاعت و « 18 » بهادرى دارد « 19 » وعدهء محاربه و مجادله در النگ جام است « 20 » :
كه اى خان بن خان خاقان نژاد * مطيع تو كيخسرو و كيفباد
به جز آل احمد اولو الامر كيست * سخن گفتن از بكر و از عمر چيست
جگر گوشهء شاه مردان منم * شه شير دل مير ميدان منم
رسوداى شاهى تهى كن دماغ * ميفروز در روز « 21 » روشن چراغ
تو خان جهانى و خاقان منم * تو مور ضعيف « 22 » و سليمان منم
زمان تو شد نوبت من رسيد * سحر رفت و صبح سعادت دميد
هامش
( 1 ) - م : بىوقا
( 2 ) - ب : خاقان
( 3 ) - ن : بجز
( 4 ) - ن : ابهه
( 5 ) - سوره 2 آيه 205
( 6 ) - م ، ن : ارباب
( 7 ) - ب ، م ، ن : امور سلطنت
( 8 ) - ن : « بر » ندارد
( 9 ) - م ، ن : « فريب » ندارد
( 10 ) - م ، ن : نموده
( 11 ) - م : « از » ندارد
( 12 ) - ن : « خايف » ندارد
( 13 ) - م ، ن : سرحد
( 14 ) - سوره 74 آيه 51
( 15 ) - م ، ن : گريخته و
( 16 ) - ب : « كل » ندارد
( 17 ) - ب ، م ، ن : مشاهده
( 18 ) - ن : « و » ندارد
( 19 ) - ن : دارد و
( 20 ) - ن : بيت
( 21 ) - ن : روزنى من چراغ
( 22 ) - م ، ن : ضعيفى