به ملاحظهء آن جماعت زياده از ثوابت و سيار اشتغال فرمودند و سپاه بىكران كه شمار به يكصد و بيست هزار سوار نامى كارى رسيده بود « 1 » ، فوج فوج در محلى لايق و ترتيبى موافق كه « 2 » تواجيان عالىشان مقرر نموده بودند قرار يافتند « 3 » .
جهان شكل صحراى محشر گرفت * زمين و زمان شكل ديگر گرفت
صفير نفير از ثريا گذشت * سر نيزه از عرش و الا گذشت
ز شمع تفنگ آتش افروختند * ملك را چو پروانه پرسوختند
سرافيل صور بلا دردميد * دم اندر دم ناى محشر دميد
رايات منصوره دايرهوار گرد آن مركز پادشاهى و محيط انوار الهى را فرو گرفته شاه ستاره سپاه در ميانه آن عساكر ظفر پناه بر روى آن النگ چون شاخ شكوفه در ميانهء سبزه به حركت در آمدند . خوبان ماه سيما و ساده رويان دلربا همه با « 4 » كاكلهاى زرين غاشيهء بندگى بر « 5 » دوش حلقه چاكرى « 6 » در « 7 » گوش در ركاب ظفر انتسابش روان و جميع برادران نامدار و امراى كامكار از عقب و جوانب در « 8 » آن به شكر بىپايان گذران « 9 » بودند تا محلى كه آفتاب عالم آرا به سرحد استوا رسيد سايه همايون بر فرق جميع مواكب * انداخته از آن مشاهده فارغ گشته مراجعت نمود و در پاى چتر فلكساى قرار گرفته به قاعدهء « 10 » معمول سورن اللّه اللّه كشيدند چنانچه در سورن سوم « 11 » فريب چهارصد « 12 » هزار خلق از اردوى همايون و قريب پنج هزار تفنگ و صد و بيست ضربزن و « 13 » فرنگى و جميع نقارهخانهاى خاصه و غيره از طبل و كوس و نفير و كرنا « 14 » و گودم « 15 » به يك بار غلغله و ولوله [ 146 ] در عالم بالا و زلزله در زمين غبرا افكندند « 16 » و اسبها به شيهه كشيدن و شيران جنگى به جوشيدن * و سورون « 17 » اللّه اللّه متوجه فلك اطلس شد و گوش ساكنان عالم بالا از آن صدا كر گشت « 18 » .
غريو نفير از فلك برده هوش * سرافيل بر چرخ بگرفت گوش
ز غريدن اژدر كرناى * هژ بر فلك كرد گم دست و پاى
زمار تفك مهره انگيختند * ز ابر بلا ژالهها ريختند
ز بس سنگ رعد اندر آن قيل و قال * چو لاله شده « 19 » زخنها در جبال « 20 »
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن : « بود » ندارد
( 2 ) - ب ، ن : كه موافق
( 3 ) - ن : بيت
( 4 ) - ب : « با » ندارد
( 5 ) - م : برده
( 6 ) - ن : بندگى
( 7 ) - ن : بر
( 8 ) - م : در آن لشكر
( 9 ) - ن : گريزان
( 10 ) - م : به قاعده سورن
( 11 ) - ن : « در سورن سوم » ندارد
( 12 ) - ب : چهار هزار از خلق اردوى . ن : سى چهل هزار سوار از خلق اردوى
( 13 ) - ن : « و » ندارد
( 14 ) - ن : كرهنا
( 15 ) - ن : گاودم
( 16 ) - م : افكند
( 17 ) - ن : سورن
( 18 ) - ن : بيت
( 19 ) - مز ، م : شد
( 20 ) - مز ، ب ، م : خيال