تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
كه شما از جانب قزل‌باش به رسالت آمده‌ايد « 1 » و به قتل ايلچيان حكم فرمود . ابو سعيد خان ازين جهت برآشفته گفت از قاعدهء سلطنت و لوازم ابهت دور مىنمايد كه جمعى را به واسطهء « 2 » تحقيق امرى به جايى فرستاده الحال كه آمده بيان واقعى به عرض رسانند « 3 » كشتنى مىشوند . ايلچيان چون جانب دارى ابو سعيد خان را يافتند ايشان نيز در برابر در « 4 » آمده گفتند آنچه ما به عرض رسانيديم كه لشكر قزل‌باش دو برابر پار و پيرارند ، حقا كه درين مرتبه سياهى لشكر پادشاه ايران و يراق و اسباب « 5 » حرب ايشان دو برابر جنگ جام است . ابو سعيد خان به جانب سلاطين توران توجه نموده گفت چه صلاح مىدانيد . خانان ماوراء النهر مثل براق خان و عبد اللّه خان و عبد اللطيف خان و كسگن قره سلطان و گلدى محمد سلطان « 6 » و رشيد خان و پير محمد خان و دوست محمد خان و سونج محمد سلطان و عبد العزيز سلطان و عبد الرحيم سلطان و از سلاطين تتار و قزاق « 7 » آنها كه همراهى نموده بودند همچو قنقرات خان و بوبك « 8 » خان و قرا غوش خان ، البرس « 9 » [ خان ] منكتاى « 10 » خان و از پادشاهان خوارزم ، بجوقه « 11 » ( ؟ ) خان ، و قال خان و سلطان غازى و تنكرى « 12 » بردى سلطان « 13 » و عمر غازى سلطان و اتك « 14 » سلطان « 15 » و بعضى از سلاطين دشت قيچاق آمده بودند كه به شرف اسلام مشرف نبودند همه به يك بار زبان به دعا و ثنا * گشوده گفتند ما را به لشكر قزل‌باش هيچ كارى و به مملكت ايشان ، هيچ رجوعى نيست . غرض از آمدن و اتفاق نمودن ما محبت و متابعت خاقان زمان است . ابو سعيد خان در جواب خانان عالى تبار فرمود كه محاربه و مقاتله با پادشاه قزل‌باش صورتى ندارد چرا كه او را به ماو مملكت ما هيچ نزاعى نيست و درين ولا بر كماهى حالات طوايف ازبكيه اطلاع يافته و قواعد محاربه و مقاتله و « 16 » طريق جنگ وريو [ 149 ] و « 17 » رنگ اين گروه را دانسته در جنگ جام با وجود صغر سن و قلت « 18 » لشكر و بسيارى « 19 » لشكر « 20 » ما با قليلى بر هشتاد خان و سلاطين ديار شرق غالب آمد « 21 » درين ايام با لشكر بسيار و حشر بىشمار آمده و بر اوضاع ما اطلاع يافته دلير شده محاربه با ايشان مصلحت نيست . تمامى خواقين تصديق سخن ابو سعيد خان نموده از آمدن نادم شدند و رفتند كه متفرق گردند . ايلچيان ايشان به عرض رسانيدند كه پادشاه قزل‌باش ايلچى از جانب خود فرستاده ، ابو سعيد خان به احضار ايلچى * پادشاه * « 22 » ظفر كردار امر فرمود . كبه خليفه به صولت تمام و هيبت
هامش
( 1 ) - ن : « ايدو » ندارد ( 2 ) - ب ، ن : « واسطه » ندارد ( 3 ) - ن : رسانيد ( 4 ) - ن : « در » ندارد ( 5 ) - ن : اسباب و ( 6 ) - ب ، م : خان ( 7 ) - ب ، م : قراق ( 8 ) - ن : لويك خان ( 9 ) - مز : البرس خوان ( 10 ) - م ، ن : مسكناى خان ( 11 ) - م ، ن : تحوفه خان ( 12 ) - ن : تنكرلو بردى ( 13 ) - ب : خان ( 14 ) - ن : انك سلطان ( 15 ) - م : سلطان و از سلاطين دشت قبچاق ( 16 ) - م : « و » ندارد ( 17 ) - ب : « و » ندارد ( 18 ) - ن : قلب ( 19 ) - ن : بسيار ( 20 ) - ن : لشكرى ( 21 ) - م ، ن : آمده ( 22 ) - ب ، م ، ن : « پادشاه » ندارد
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 209 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى