تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
رضاى خدا از رضايت شود * زهى دولت ارجان فدايت شود
بعد از آن قدوز « 1 » سلطان ، تكلو با دو هزار سوار ، پس از آن ساير امراى تكلو مثل الامه سلطان و غازى خان و غيرهما با عساكر خود به نظر « 2 » در آمده ، قريب به پنجهزار نفر از تكلو « 3 » به قلم آمد و همراه شاهزاده القاس در ميمنهء لشكر ظفر اثر قرار يافتند . بعد از آن امراى عالى شان استاجلو مقدمهم عبد اللّه خان كه خواهرزاده خاقان صاحب‌قران بود با دو هزار جوان « 4 » به معركه درآمد :
ز مهرش كه در كين علامت بود * نمودار صور قيامت بود
ز دشمن سپاهى ز خيلش تنى « 5 » * ز آتش شرارى ز خس خرمنى
نهنگان كه در خاك و خون خفته‌اند * به درياى تيغش فرو رفته‌اند
هزبر فلك صيد نخجير اوست * زبال فرشته پر تير اوست
سلطان رستم توان گرز زرين بر دوش نهاده در برابر آن خسرو فريدون‌فر عرض حال بدين مقال ادا نمود « 6 » :
كه شاها سر ما فداى تو باد * سپهر برين خاك پاى تو باد
تويى صبح خورشيد آخر زمان * تويى آفتاب سپهر امان
چه دولت كه سويت ندارد گذار * چه مقصود كان نامدت « 7 » در كنار
تو شمعى و ما همچو پروانه جمع * كه خود را بسوزيم در پاى شمع
بود كوه اگر دشمنت در حساب * ز طوفان ما غرقه گردد در آب
گريبان دشمن بگيريم سخت * فرود آوريمش ز بالاى تخت
بعد از آن ، بدر خان و احمد سلطان صوفى اغلى و شاهقلى سلطان و برادرش شاه على سلطان « 8 » و ساير امراى استاجلو به نظر اشرف درآمده از آن طايفه شانزده هزار سوار نامى به نظر عالى و قلم لشكر نويسان در آمده در ميسره با شاهزاده بهرام ميرزا قرار يافتند ديگر از امراى افشار « 9 » مقدم آن طايفه احمد سلطان كه مدت بيست سال در خراسان با طايفهء طاغيهء ازبكيه « 10 » در مرو و سرخس و مشهد مقدس و طوس و فراه و غير هم مجادله نموده بود ، با سه هزار سوار كماندار به نظر درآمده « 11 » الوند سلطان حاكم كوه كيلويه نيز با سه هزار سوار در صف دلاوران افشار پيوست .
هامش
( 1 ) - ب : قدور ( 2 ) - م : عساكر به نظر ( 3 ) - م ، تكلويان ( 4 ) - ب ، م ، ن : جوان نامى به نظر سامى در آمد : به جنببيد خان ثريا اساس - سراسيمه شد آسمان از هراس . پس آنگاه منتشا سلطان با سه هزار جوان به معركه درآمد . ز مهرش . . . ( 5 ) - ن : منى ( 6 ) - ن : بيت ( 7 ) - ن : بايدت ( 8 ) - ب ، م ، ن : « سلطان » ندارد ( 9 ) - ن : « افشار » ندارد ( 10 ) - ن : ازبكيه كه ( 11 ) - ن : آمد
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 200 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى