تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
به خدمت سهى قامتان زمن * چو سرو سهى در رياض چمن
اتاقه به سر ماه رويان شنگ * سراسر چو قوس و قزح رنگ رنگ
ز خوبان رعناى نو خواسته * بهشتى شد آن بزم آراسته
ز گلهاى قالى به گاه گذار * شده پايمال بتان لاله‌زار
زار باب فصل و هنر جمع جمع * ز فضل و هنر روشنى ده چو شمع
نشسته شنهشاه مالك رقاب * جمالش مه و طلعتش آفتاب .
بعد از آن ، حسب الفرمان پادشاه سليمان مكان ، تواجيان مقرر داشتند كه شاهزادهاى نامدار و امراى عالى مقدار و قورچيان نصرت شعار و باقى عساكر ظفر كردار يراق و اسلحه پوشيده ، فوج فوج به نظر انور درآيند و امر فرمودند كه ايلچيان [ 141 ] را در محلى مرتفع داشته تا ملاحظه عسكر نصرت اثر نمايند . پس آنگاه « 1 » شاهزادها و امرا و تمامى تيغ بندان خاندان با تجمل تمام و آيين فوق الكلام سوار شدند و « 2 » غلغله و ولوله در عالم انداختند « 3 » .
زهيبت چو لشكر نمودار گشت * بجنبيد كوه و بلرزيد دشت
ز جولان شيران در آن سلسله * درآمد به هفت آسمان زلزله « 4 »
نهنگان آهن قبا فوج فوج * بهم متصل گشته مانند موج
شاه ستاره سپاه امر فرمود كه جميع نقاره‌خانهايى كه در اردوى معلى است « 5 » قرب ربع فرسخ « 6 » در زير نقاره و طبل و كوس درآمده آغاز نواختن نمودند و عرابها كه در زير توب و فرنكى و « 7 » بادليج و ضرب‌زن بود در عقب نقاره‌خانها باز داشتند و سه چهار هزار نفر « 8 » از تفنگچيان « 9 » در عقب عرابه‌ها صف آراستند و آنها را آتش دادند پادشاه ظل آله بر سر پا آمده ملاحظه اطراف و جوانب عساكر مىنمود سيلى از آن درياى مواج و فوجى از آن لشكر و هاج جدا شده « 10 » :
خرامان ستوران زرين ركاب * چو عمر گرانمايه با صد شتاب
ز برق سنان و ز گرد سپاه * زمين روشن و آسمان شد سياه
منهيان « 11 » و تواجيان به عرض اشرف رسانيدند كه شاهزاده ابو الغازى القاس « 12 » ميرزا با چهار هزار سوار جرار و شيران بيشهء كاراز مكمل و مسلح به نظر انور « 13 » درآمد « 14 »
برآمد خروش و صدا زان گروه * كه اى پشت ما از شكوهت به كوه
اشارت ز تو كين گذارى زما * بشارت زتو جانسپارى زما
هامش
( 1 ) - م : آنگه ( 2 ) - ن : « و » ندارد ( 3 ) - ن : بيت ( 4 ) - ب ، ن : بيت را ندارد ( 5 ) - م ، ن : معلى است يك جا جمع نمرده قرب ( 6 ) - ن : فرسخ درين نقاره ( 7 ) - ن : و ضربزن و بادلنج ( 8 ) - م : « از » ندارد ( 9 ) - ن : تفنگچى از عقب ( 10 ) - ن : بيت ( 11 ) - ن : و منهيان ( 12 ) - ن : القاص ( 13 ) - ن : او ( 14 ) - ن : بيت