درين اثنا ايلچيانى كه هر يك از سلاطين توران « 1 » نزد خسرو ممالك ستان فرستاده بودند مجملى از تفصيل آن واقعه آنكه هر يك از سلاطين ازبكيه ايلچى مقرر كرده به خدمت شاه با رفعت فرستادند كه اينك سلاطين و خواقين ديار شرق در مرو شاهجان اجتماع نموده هر جا كه محل محاربه مقرر فرمايند با لشكر گران در آن مكان حاضر شويم . چون * ايلچيان به پايه سرير خلافت مصير آمده به عز بساط بوسى مشرف گرديدند و كيفيت حال را به مسامع عز و جلال رسانيدند ، شاه عالميان پناه از استماع اين مقال به غايت شكفته و خوشحال گرديده آن جماعت را به خلعتهاى شاهانه سرافراز ساخته نوازش فرمودند و مقرر نمودند كه بعد از عرض لشكر ظفر « 2 » اثر كه نمونه
« يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ
« 3 »
»
است ايلچيان مرخص خواهند شد ايلچيان بعد از استماع اين مژده « 4 » :
زبان را به شكر وى آراستند * زمين بوسه دادند و برخاستند .
درين اثنا پادشاه آگاه روى به امراى دولتخواه * آورده بر زبان الهام بيان گذرانيدند كه هيچ دغدغه نخواهد بود و يقين لشكر مخالف « 5 » بر خواهند گشت و « 6 » يكى از خدام عتبهء عليه گستاخى نموده معروض داشت كه اين حكايت از روى تفألست يا آنكه حكايتى به مسامع عز و جلال رسيده .
شاه ستاره سپاه فرمودند كه هرگز دأب طايفه ازبكيه نبوده كه دشمن را از آمدن خبردار سازند ، چنان كه در جام نمودند . در همين « 7 » مرتبه چشم ايشان ترسيده در آمدن و محاربه متزلزلاند .
امرا از استماع اين سخنان كه موافق تدبير بود مسرور و خوشحال گشته روز ديگر كه آفتاب از سپهر اخضر طالع شد ، شاه جم جاه به عرض لشكر و سپاه در زير چتر گردون « 8 » ساى فلك فرساى قرار گرفتند ، نظم « 9 » :
جهان در جهان خيمه برپاى شد * چو صبح سعادت فلكساى شد
در آن خيمه تخت شهنشاه دين * چو چرخ فلك زير عرش برين
برآمد به تخت آن شه ارجمند * مسيحا صفت بر سپهر بلند
سلاطين و خانان عالى تبار * چو فتح و ظفر بر يمين و يسار
صدور خردمند فرخنده كيش * به دانش فلاطون دوران خويش
وزيران داناى عالممدار * كمر بسته در خدمتش بندهوار
چو آصف به پيش سليمان به پاى * چو سلمان به نزديك شير خداى
نديمان دانا ز روى ادب * ز گفتن فرو بسته چون غنچه لب
هامش
( 1 ) - م : طواران
( 2 ) - ن : « ظفر » ندارد
( 3 ) - سوره 11 آيه 103 .
( 4 ) - ن : بيت
( 5 ) - ن : مخالف را خواهد گشت
( 6 ) - ن : « و » ندارد
( 7 ) - نسخهها : همه
( 8 ) - ، : گردونسا
( 9 ) - ن : بيت