بر حسب مرام اولياى « 1 » دولت قاهره است و مردم آنجا را اميدوار سازند كه عنقريب عنان عزيمت متوجه آن صوبست . و « 2 » شعراى روزگار در باب اين فتح نامدار فكرها كرده تاريخها پيدا كردند . از آن جمله اين ابيات به قلم تحرير در آمد « 3 » :
به حمد اللّه كه از لطف الهى * ز عالم فتنه و آشوب شد كم
شد از يمن سپاه شاه عالم * دل مردم خلاص از لشكر غم
شهى كز بيم تيغ آبدارش * بود پيوسته چشم خصم پرنم
جهاندارى كه از الطاف و « 4 » دادش * شده بر وى جهاندارى مسلم
براى سجدهء نعل سمندش * بود پيوسته پشت ماه نو خم
به غير از حق نصاب ذات او را * نمىداند كسى و اللّه اعلم
به حرب ازبكان چون روى آورد * نمودش « 5 » فتح و نصرت داده هر دم
به جنگ آن ملاعين گشت مشغول * صباح عاشر ماه محرم
شدم در جستجوى سال تاريخ * براى فتح آن شاه مكرم
به گوش هوش من از عالم غيب * ندا آمد كه « فتح شاه عالم »
از نوادر اتفاقات حسنه آنكه عبيد خان چهل نفر از علماى ماوراء النهر همراه به خراسان آورده بود كه در روز جنگ دعا نمايند كه او را بر لشكر قزلباش غالب نمايد . مجموع آنها در جنگ مذكور به قتل آمدند
« فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
« 6 » .
چون حسين خان شاملو در آن معركه كارهاى مردانه از او صادر شده بود ، نوازش يافته به دستور سابق ايالت دار السلطنه هرات را با للهگى شاهزاده سام ميرزا به وى ارزانى فرمود قورچيانى « 7 » كه در آن رزم غايت شجاعت و مردانگى به جاى آورده بودند ، به عنايات بىغايات « 8 » سرافراز گشته به انواع عطايا اختصاص يافتند . بعد از آن پادشاه عالم پناه علم مراجعت به صوب عراق بر افراخت به واسطهء آنكه ذو الفقار نابكار در بغداد ياغى شده بود . آنگاه به - نيشابور آمده چند روز در آن مقام توقف نمودند « 9 » و مبشران همايون خبر فتح ميمون را در اطراف ربع مسكون منتشر گردانيدند . « 10 »
خورشيد شادمان شد و ناهيد مژده داد * روح القدس به رسم نهانى زبان گشاد
عالم در اهتزاز كه يا رب هزار شكر * و ايام در طرب كه آلهى خجسته باد
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن : « اولياى » ندارد
( 2 ) - ن : « و » ندارد
( 3 ) - ن : بيت
( 4 ) - ن : « و » ندارد
( 5 ) - ن : نويدش
( 6 ) - سوره 6 آيه 45
( 7 ) - ب : قورچيان
( 8 ) - ب ، م ، ن : « بىغايات » ندارد
( 9 ) - م ، ن : فرمودند
( 10 ) - ن : بيت