تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
فخام و اصول و اعيان و غازيان و عساكر ظفر انجام و جمهور ساكنان دار السلطنه تبريز احسن اللّه احوالهم به عنايت شاهانه اميدوار « 1 » بوده بدانند كه چون عبيد زياد فاسد - الاعتقاد قبل از اين مجال « 2 » مجادله و مقاتله با غازيان و عساكر ظفر مآثر قرار بر فرار داده بودند دست تحصن و تشبت « 3 » به اذيال « 4 » و معاونت « 5 » خاناان و سلطانان ازبكيه و تركستان و حكام ماوراء النهر زده از آب آمويه عبور كرده به ايلغار تمام متوجه شده با موازى يكصد - هزار مرد كار آمدنى به سرعت تمام مجادله و مقاتله با رايات نصرت آيات به خاطر رسانيده به اندك زورى خود را به زور آباد جام رسانيدند و چون عساكر نصرت مآثر را اطلاعى از جمعيت آن خارجيان نبود اكثر غازيان جهت فيصل مهمات به اطراف و جوانب متفرق شده بودند ، نواب همايون ما با مخصوصى چند كه ملازم ركاب ظفر آيات بودند به محض توكل و كرامت تقدير
« أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » *
و استعانت از ارواح حضرت مصطفى و مرتضى و ايمهء - معصومين صلوات اللّه عليهم « 6 » اجمعين طلبيده ، در يوم السبت اثنى عشر محرم الحرام در جنب جام با ايشان « 7 » مقابل شدند و آن خارجيان گمراه از اطراف لشكر ظفر پيكر در آمدند و غازيان شير شكار و شيرمردان معارك كارزار « 8 » به توفيق حضرت پروردگار با آن طايفهء غدار اشرار نابكار برگشته روزگار « 9 » محاربه كرده ، اعلام مردى و مردانگى برافراشته و اظهار سربازى « 10 » و جان - سپارى نموده به مصدوقه
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ »
« 11 » ، بر آن قوم مغرور مظفر و منصور شدند و اكثر خانان و سلطانان و سرداران سپاه ايشان را طعمهء شمشير آبدار ساخته و لشكريان گمراهان از تيغ تشويش غازيان كينه‌گذار امان نيافته « 12 »
« فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ - ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
« 13 » و جامهء عافيت ايشان را چاك « 14 » كرده و بر سر اميدشان خاك ريخته ،
« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ »
« 15 » به ظهور رسيده « 16 » زبان بيان به عذر « 17 »
« وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً
« 18 »
»
گشاده شد . بايد كه بدين مژده ، خرم و شادمان بوده لوازم شكر الهى به تقديم رسانيده و در دعاگويى دوام دولت « 19 » روزافزون اشتغال نمايند و اصلا ملال به خاطر راه ندهند و در تكثير زراعت و آبادانى كوشيده كه مجارى امور [ 134 ]
هامش
( 1 ) - ن : سرافراز ( 2 ) - ن : محال ( 3 ) - ن : نسبت ( 4 ) - ن : و اذيال ( 5 ) - ن : به معاونت ( 6 ) - ن : « صلوات اللّه عليهم » ندارد ( 7 ) - ن : به ايشان ( 8 ) - ن : كار را ( 9 ) - ب : « گار » ندارد ( 10 ) - ن : جان‌سپارى و سربازى ( 11 ) - سوره 2 آيه 249 ( 12 ) - ن : نوشتن فتح نامه‌ها به ممالك محروسه و جامه عافيت . . . . ( 13 ) - سوره 6 آيه 45 ( 14 ) - م : خاك ( 15 ) - سوره 35 آيه 44 ( 16 ) - م ، ب : رسيد ( 17 ) - م : تغدير . ن : و به قدر ( 18 ) - سوره 48 آيه 2 ( 19 ) - ب ، م ، ن : دولت قاهره