سلطان شاملو « 1 » با سه چهار هزار سوار از غازيان رستم توان در آن ديار بودند ، از شهر بيرون رفته با ازبكانى « 2 » كه به خيال قتال پيش آمده بودند دست در كمر زده آن جماعت را قريب « 3 » به طرق « 4 » راندند و چند سوار از آن گروه اشرار « 5 » از مركب حيات پياده ساخته سرهاى ايشان را به شهر آوردند . برين قياس قرب دو ماه ميان آن دو سپاه كينهخواه برين منوال گذران بود و امراى عالى شان در محافظت آن بلدهء جنت نشان به قدر امكان سعى مىنمودند . در آن اثنا شبى عبيد خان با جمعى ازبكان به حوالى شهر آمده صداى كرهناى « 6 » او غازيان را پريشان كرده زيرا كه حصار مشهد مقدس به اتمام نرسيده بود و « 7 » تفنگچيان در آن شب ترسان و هراسان نزد امرا آمده گفتند كه عبيد خان با سپاه سنگين « 8 » از روى خشم و كين رسيد ، به مجرد كوچهبند با لشكر زياده از چون و چند مقاومت نمىتوان كرد . امرا بعد از مجادله با لشكر عبيد خان ديگر مصلحت توقف نديدند و از مشهد مقدس بيرون رفتند .
عبيد خان جمعى از ازبكان را از عقب غازيان روان گردانيد اما آنها به امرا نرسيدند عبيد خان با سپاه فراوان به شهر درآمده يكى از ملازمان خود را در مشهد گذاشته به جانب هرات در حركت آمد . چون به حوالى شهر بندان بلده رسيد رحل اقامت انداخته ، مانند اوقات گذشته رايت ستم برافراخت و آزار و اضرار مسلمانان را شعار خود ساخت .
حسين خان و زمرهاى از سرداران كار ديده كه بر قلت ذخيره و كثرت ضعف رعايا و عجزه مطلع شدند ، چارهء كار منحصر در مصالحه ديده به استصواب « 9 » خواجه اسحق سياوشانى كه به مزيد فطنت و كاردانى از ساير ارباب و الباب سمت امتياز داشت و پيوسته در سرانجام مهام « 10 » خواص و عوام اهتمام نموده همت بر وقوع امنيت و عافيت مىگماشت ، مصالحه برين وجه قرار يافت كه عبيد خان از ظاهر هرات كوچ كرده چند فرسخ مسافت طى نمايد تا غازيان محصور با عيال و اطفال و احمال و اثقال از شهر بيرون رفته خود را به مأمنى رسانند و ازبكان را نگذارند كه از عقب ايشان رفته مزاحمت به عرض و مال آن جماعت رسانند . در آن اثنا عبيد خان اين رباعى مستزاد را گفته به درون شهر فرستاد « 11 » :
اى اهل هرى ز خاص تا عام شما * از شاه و گدا
دانم كه بهم خورد سرانجام شما * از لشكر ما
چون باعث صلح خواجه اسحق شده * يعنى كه بود
هامش
( 1 ) - م ، ن : شاملو و پير قلى سلطان شاملو
( 2 ) - ب ، م ، ن : ازبكان
( 3 ) - م : فريب
( 4 ) - ن : به طريق
( 5 ) - ن : اشرار را
( 6 ) - ب ، م : كرناى
( 7 ) - ب ، م : « و » ندارد
( 8 ) - ن : سنگينى
( 9 ) - ب ، م : استساب
( 10 ) - ب ، ن ، م : خاص و عام
( 11 ) - ن : بيت