تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
و امصار خراسان سعى موفور به ظهور رسانيد و مردم نيك نفس با انصاف « 1 » را در مهمات ملكى و مالى دخل داده ، اشرار مردم آزار را بر خاك « 2 » ذلت نشانيد « 3 » . آنگاه روى توجه به جانب رعايا و عجزه بلده و بلوكات آورده ، جمع قرى و مواضعى كه در ايام حكومت امير خان موسيلو زياده بر مقدور اكارون و مزارعان واقع شده بود « 4 » ، آن را تخفيف داده به خاطرخواه ايشان قرار داده و هر ناحيه و قريه كه نامزروع بود ، همه را مزروع ساخته بر رعاياى محتاج به امداد باج و رفع خراج ابواب سعت معيشت بگشاد . و همچنين از مقررى اصناف نيز مبلغى كلى تخفيف داده ، محتاجان ايشان را به انعام و اكرام خوشحال و مستمال گردانيد و اغنيا را « 5 » به تخفيفات وجوهات و مطالبات به مراتب ازدياد و شمول رسانيد . بعد از فراغ از مهمات مذكور ، نظر اعزاز و احترام بر احوال ميمنت مآل سادات و علما و فضلا و شعرا و ساير ارباب عمايم و اكابر و اعاظم افكنده ، هر يك از آن جماعت را فراخور حسب و نسب به تعظيم و تكريم و سيورغال و انعام خوش وقت و مسرور ساخت و آوازهء كرم وصيت بذل نعم در اطراف ممالك و اكناف مسالك انداخت . نظم و نئرى كه شعراى سخن آفرين و فضلاى بلاغت آيين به نام وى انشاد و انشاء نمودى ، به صلات « 6 » وافر و انعامات متكاثر محظوظ و بهره‌ور گرديدى « 7 » و از توجه ضمير مراحم پذيرش بر مدارج بلند و مراتب ارجمند رسيدى بنائا على هذا « 8 » [ 119 ] در اوقات حيات و اعتبارش در دار السلطنه هرات كه منشأ و مقر مستعدان حميده صفاتست ، منظومات « 9 » بلند و منثورات « 10 » دل پسند بر صحايف روزگار و جرايد ليل و نهار مسطور - و مذكور گرديد و مسودات آن تأليفات به « 11 » اقطار امصار و اطراف ممالك نامدار رسيد ، از آن جمله تاريخ حبيب السيرست كه آن مجموعه محتوى است بر مجملى از ابتداى خلق عالم تا اوايل زمان پادشاه خجسته شيم يعنى پادشاه جليل ابو البقاء سلطان شاه اسمعيل كه آن نسخه از عمدة الفضلاء و المورخين ، مولانا غياث الدين الشهير به خواند اميرست . وى ولد مولانا همام الدين محمد بلخى المشهور به امير خواندست كه مؤلف كتاب روضة الصفاست . ولادت خواند امير در شهور سنهء سبع و ثلئين و ثمانمائة بوده وفاتش در دوم شهر ذى قعده سنهء ثلث و تسعمائة به مرض سوء الغينه در دار السلطنهء هرات ، مزارش در حوالى قبر شيخ بهاء الدين در سر « 12 » خيابان و از جمله خيرات خواجه مكرمت پناه آنكه ، در ماه مبارك رمضان ، در مدارس و خوانق و محلات « 13 » و ساير مواضع هرات تحقيق نموده ، از طلبه و عجزه « 14 » آن كس كه استعداد « 15 » خريدن گوشت نداشت ،
هامش
( 1 ) - ن : به انصاف ( 2 ) - ب ، م : خادلت ( 3 ) - ن : نشاند ( 4 ) - ن : « بود . . . همه را » ندارد ( 5 ) - م : اعتبار ( 6 ) - مز : صلابت . ن : صلائت ( 7 ) - ب ، ن : كردى ( 8 ) - مز ، ب : « بناتا على هذا » افتادگى دارد ( 9 ) - ب ، م ، ن : منظورات . ن : ندارد ( 10 ) - ب ، ن : منشورات ( 11 ) - ن : به القاب اقطار و امصار ( 12 ) - ن : سر من در سر ( 13 ) - ن : محالات ( 14 ) - ن : عجزه و مساكين ( 15 ) - ن : استحقاق