در نظر مرحمت اثرش به قتل رسان . درويش بيك ملتمس وى را مبذول داشته جامه بر سرش انداخت كه از شاملويان قاتل كسى او را نشناسد ، اما بنا بر اثبات دعوى
« فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ
« 1 »
لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ » *
« 2 » ، قدمى چند كه خواجه دردمند را برين وجه همراه برد ، بعضى او را شناخته شمشير بر وى « 3 » خوابانيدند و به دستور ساير مظلومان او را شهيد ساختند
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
« 4 » . القصه در آن روز مصيبت اندوز از وضيع و [ 118 ] شريف زياده بر صد نفر به تيغ ظلم كشته گشتند « 5 » و از جمله كشتگان « 6 » مظلوم و شهيدان « 7 » مرحوم ، ميرزا قاسم هروى است كه نادر زمان و متفرد اوان بود . چه در طالب علمى به حدت « 8 » فهم « 9 » و به سرعت انتقال و استقامت طبع بىمثل مىنمود و در شعر و انشاء و حسن خط نظير نداشت اين رباعى از نتايج افكار افادت آثار اوست « 10 » :
بر ما ستم اى شوخ ستمگر تا كى * ما را لب خشك و ديدهتر تا كى
بر خاك ره تو داد خواهى تا چند * وز دست غم تو خاك بر سر تا كى
و پس ازين كوشش و خونريزش ، احمد بيك نور كمال « 11 » كه در ميان ملازمان دورمش خان « 12 » منتظر الوكاله بود ، تكفين و تجهيز خواجه و اولاد و احفاد و غيرهم از مقتولان آن روز كرده در « 13 » مدرسه خواجه ملك زرگر آن مظلومان را دفن نمودند . ارباب اعتبار و اهل اختيار بايد كه سرعت زوال نعمت دنيا را به چشم عبرت از خواجه مشار اليه مشاهده نمايند كه بدن نازكش را كه سر وقدان رعنا و نازك بدنان زيبا در سايهء سرو و سنبل « 14 » باد مىنمودند ، در وقت نقل از مقتل به جانب مدفن ، برهنه و عريان ساخته رسنى در پايش انداخته كشان كشان مىبردند .
مولانا شرف الدين على يزدى « 15 » :
زمانه چو بادست و باد از نخست * نقاب از رخ گل به عزت كشد
پس از هفتهاى در ميان چمن * تنش را به خاك مذلت كشد *
عطرفشانى قلم خجسته رقم در ايراد شمهاى از نصفت و مكرمت خواجهء مرحمت پناه خواجه حبيب اللّه
بعد از قرار مومى اليه در دار السلطنهء هرات مها امكن « 16 » در ضبط و معمورى و آبادانى بلاد
هامش
( 1 ) - مز : اذا خاطبهم
( 2 ) - سوره 7 آيه 34
( 3 ) - م : به روى حواله و به دستور
( 4 ) - سوره 2 آيه 156
( 5 ) - ب ، م ، ن : شده
( 6 ) - ب ، م ، ن : شهيدان
( 7 ) - ب ، م ، ن : كشتگان
( 8 ) - م : خدمت
( 9 ) - ن : مهم
( 10 ) - ن : بيت
( 11 ) - ن : تركمان
( 12 ) - م ، ن : خان كه
( 13 ) - ن : از
( 14 ) - ن : سلسبيل
( 15 ) - ن : بيت
( 16 ) - ن : افكن