مواضع آن سرزمين بهم رسانيده « 1 » اسبى چند گرفتند ، اما هيچكدام از آنها زنده نماندند « 2 » و آنقدر لرزيدند كه هلاك گشتند « 3 » و معلوم نشد كه در چه تاريخ آن اسبها را سر دادهاند و وحشى شدهاند . بعد از آن معاودت نموده در گوك « 4 » تپه و سولان تابستان را گذرانيده « 5 » شيخ شاه والى شروان در آنجا بار ديگر به خدمت آمده مقضى المرام بازگشت و رايات « 6 » جلال به زيارت حظيره مقدسه به دار الارشاد اردبيل فرمود و بعد از تشرف « 7 » بدان سعادت متوجه سراب شدند ، كريوه صاين معسكر همايون گرديد . با يزيد سلطان ولد چايان سلطان كه به جاى پدر متمكن بود فوت شد ديو « 8 » سلطان به جاى « 9 » او بر « 10 » مسند امير الامرايى و وكالت متمكن گرديد . و هم درين سال لوند گرجى لشكر به شكى « 11 » كشيده ، حسن بيك حاكم آن ديار با فوجى به جنگ او آمده بين - الجانبين جنگ عظيم رخ نموده ، حسن بيك در آن معركه شهيد شد . لوند بيك به الكاى خود معاودت نموده مردم شكى « 12 » درويش محمد خان ولد حسن « 13 » بيك را ميانهء خود به سلطنت شكى تعيين نمودند . و هم درين سال شيخ شاه پادشاه بن فرخ يسار « 14 » رحلت نمود . مدت سلطنتش بيست و سه سال مملكتش تمام شروان . بعد ازو پسرش سلطان خليل قايم مقام سلطنت شد . چون يك مدت خاقان صاحبقران در صاين « 15 » گدوك سراب توقف فرمودند ، در آن مقام مزاج آن اعليحضرت انحرافى پيدا « 16 » نموده ، مرض بر جوهر ذاتش استيلا يافت چنانچه حكماى مسيحادم و اطباى حذاقت شيم از معالجهء آن عاجز آمدند . بالاخره در شب دوشنبه نوزدهم شهر رجب المرجب « 17 » سنهء مذكورهء ، هماى روى همايونش به جانب ارواح طيبه حضرات « 18 » ائمه اطهار و آباء ابرار طيران نمود « 19 » . « طاب مضجعه » موافق تاريخست و ديگرى از شعرا اينچنين در سلك نظم آورده « 20 » :
شاهى كه چو خورشيد جهان گشت مبين * بزدود « 21 » غبار ظلم از روى زمين
تاريخ وفات آن شه شير كمين * از خسرو دين طلب چو شد خسرو دين
و ديگرى از شعرا بهتر يافته :
چون ز دار بقا به دار فنا * شاه عالم پناه كرد رحيل
گشت تاريخ فوت آن حضرت * شاه با عدل شاه اسمعيل * [ 109 ]
هامش
( 1 ) - م ، ن : رسانيدند
( 2 ) - ن : نماند
( 3 ) - شدند
( 4 ) - م : كوكب
( 5 ) - ب : گذرانيد و
( 6 ) - م : در ايام جلال
( 7 ) - ن : شرف
( 8 ) - ب ، م ، ن : ايو
( 9 ) - ن : در جاى
( 10 ) - ن : در
( 11 ) - ن : تنكى
( 12 ) - ن : تنكى
( 13 ) - ب ، م ، ن : حسين
( 14 ) - م : سيار
( 15 ) - ب ، ن : صاين گدوكى . م : صاين كودكى
( 16 ) - م : « پيدا » ندارد
( 17 ) - ن : رجب مذكوره
( 18 ) - ن : حضرت
( 19 ) - م : نموده
( 20 ) - ن : بيت
( 21 ) - م : بز داد