كه امر شاه است كه او را پارهپاره كنند . قورچيان به تصور آنكه حكم مطاع شده او را پارهپاره كردند . مهتر شاه قلى بعد از اقدام بدين عمل شنيع فرار نموده به جانب شروان رفت ، شيخ شاه پادشاه وى را گرفته به درگاه عالمپناه فرستاد خاقان صاحبقران او را به دست غلامان ميرزا شاه حسين داد « 1 » تا به قصاص رسانيدند و از نوادر اتفاقات « ميرزا شاه حسين اصفهانى » موافق تاريخست و ديگرى گفته :
چراغ بتان ميرزا شاه حسين * به خوبى چو او در جهان كس نبود
نظر كن كه در عالم بىوفا * چه ها ديد از چشم زخم حسود
چو پرسيدم از عقل تاريخ او * به « ميرزاى خوبان » مرا ره نمود
نعش او را حسب الامر اعلى ، به مشهد مقدس كاظمين نقل نموده « 2 » در آن عتبة عرش - منزلت دفن نمودند « 3 » . ميرزا شا حسين * در عنفوان شباب « 4 » در اصفهان به امر معمارى و بنايى اشتغال داشت . بعد از آن سر بدان امر فرو نياورده متصدى امور ديوان گشت و « 5 » وزير داروغهء اصفهان دورمش « 6 » خان شاملو شد و از « 7 » آثار او در اصفهان عمارت مزار متبرك « 8 » امامزادهء واجب - الاكرام هارون ولايتست و مسجد بزرگ كه در جنب * آن مزار ساخته و اين بيت بر در مزار مرقومست « 9 » :
به اقبال خان دورمش « 10 » كامكار * بماند از حسين « 11 » اين بنا يادگار
و ديگرى از ظرفا در باب آن عمارت كه برونش « 12 » كاشى كاريست گفته :
نروى جانب هرون ولايت زنهار * كز درون « 13 » ناله زارست و برون نقش و نگار
و از آنجا متوجه اردوى همايون گشته در محلى كه خاقان صاحبقران « 14 » از جنگ چالدران متوجه در جزين بود ، در راه به خاقان صاحبقران خدمات به تقديم رسانيده منظور نظر كيميا اثر گرديد و به امر جليل القدر نظارت ديوان اعلى سرافراز شد و در آن مهم مدت هشت سال و كسرى كمال تمكن « 15 » و استقلال بهم رسانيد و اختيار « 16 » و اقتدار تمام يافت و در علو همت به مثابهاى بود كه يكهزار تومان به رسم صله و جايزه به شعرا و فضلا انعام نمود « 17 » و هميشه با فضلا
هامش
( 1 ) - م : داده
( 2 ) - ن : نمودند
( 3 ) - ن : كردند
( 4 ) - ب ، م : شباب او در
( 5 ) - م : « و » ندارد
( 6 ) - ن : و دورميش
( 7 ) - م : « و از » ندارد
( 8 ) - ب ، م : متبركه
( 9 ) - ن : بيت
( 10 ) - ن : دورميش
( 11 ) - ن : حسين خان
( 12 ) - ن : بيرونش
( 13 ) - م : اندرون
( 14 ) - ن : « صاحبقران . . . خدمات » ندارد
( 15 ) - ب ، م ، ن : مكين
( 16 ) - ن : اقتدار و اختيار
( 17 ) - م ، ن : نموده