شباب به عالم بقا رحلت فرمودند . كجا خورشيدى چهره افروخت كه در اوج اعتلا به زوال كسوف مبتلا نشد و كجا ماهى علم افراخت كه آخر اسير محاق بلا نگشت . خاقان صاحبقران را * چهار پسر « 1 » و پنج دختر بود . پسران شاه جم جاه : سلطان شاه طهماسب و سام ميرزا ، القاس « 2 » ميرزا و بهرام ميرزا . دختران : خانش خانم ، پريخان خانم ، مهين « 3 » بانو « 4 » شاهزاده سلطانم ، فرنگيز « 5 » خانم ، شاه « 6 » زينب خانم .
پس از حدوث اين واقعهء * غايله « 7 » و حادثهء نازله ، مرحوم امير جمال الدين محمد صدر متكفل « 8 » تغسيل و تجهيز آن خسرو * عليين آشيان شده نعش مباركش به حظيره مقدسه نقل فرموده « 9 » در جنب مراقد آباى « 10 » گرام دفن نمودند « 11 » عليه رحمة « 12 » من اللّه الغافر الودود .
گفتار « 13 » در جلوس شاه [ 110 ] كامران سلطان شاه طهماسب بر سرير سلطنت و پادشاهى
در چاشتگاه روزى كه در شبش « 14 » قضيهء انئقال شاه غفران پناه واقع « 15 » شد * كپك سلطان استاجلو و ديو سلطان روملو كه دو مير « 16 » صايب « 17 » تدبير سال خوردهء معركه ديده بودند ، به اتفاق رضوان جاه ، قاضى « 18 » جهان حسنى كه قبل از آن وزير شاه عالمآرا بود « 19 » به دستور وزير گشته در نظر اركان دولت وقع تمام داشتند « 20 » ، به استصواب تاجلو خانم به توهم آنكه مبادا اشخاص فساد كه در زواياى « 21 » قوت مترصد « 22 » وقت و فرصتاند به فعل آمده « 23 » به ويرانى مبانى عافيت « 24 » مسلمانان مبادرت نمايند ، دست حقپرست شاه خورشيد طلعت را گرفته از حرم بيرون آورده ، به جاى خاقان صاحبقران بر سرير پادشاهى نشاندند « 25 » و « 26 » از عمر شريف آن حضرت در آن روز ده سال و شش ماه و بيست و چهار روز
هامش
( 1 ) - ن : پسر بود
( 2 ) - ن : و القاص
( 3 ) - ن : و مهين
( 4 ) - ن : بانو و
( 5 ) - ن : فرنگيس
( 6 ) - ن : پس از شاه
( 7 ) - ن : واقعه
( 8 ) - ن : مستكفل
( 9 ) - ب ، م : فرمودند . ن : فرمودند و
( 10 ) - ن : ابناى
( 11 ) - م : فرمودند
( 12 ) - ن : عليه الرحمه
( 13 ) - ن : ابتداى جلوس ميمنت مانوس خاقان زمان و سكندر دوران شاه طهماسب بن شاه اسماعيل بهادر خان . ب ، م : جلوس سلطنت همايون سلطان شاه طهماسب مز حاشيه : ابو البقا سلطان شاه
( 14 ) - ن : درش
( 15 ) - ن : « واقع » ندارد
( 16 ) - ب : امير
( 17 ) - ب ، ن : صاحب
( 18 ) - ب ، م ، ن : قاضى حسنى
( 19 ) - ن : « بود » ندارد
( 20 ) - ن : داشت
( 21 ) - م ، ن : روياى
( 22 ) - ن : به مترصد
( 23 ) - ن : آمده بود
( 24 ) - ن : عاقبت
( 25 ) - ن : نشانده
( 26 ) - ن : « و » ندارد