تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
ماه جمادى الآخر سنهء مذكوره به اردوى معلى رسيده به تقبيل عتبهء فلك اساس سرافراز گرديدند . خاقان صاحب‌قران به ديدار همايون آن خورشيد طلعت مسرور شده دست او را گرفته به حرم بردند و او را در درون جان و منزل « 1 » جاى داده للگى او را شفقت به ميرزا شاه حسين كردند . امير خان « 2 » را در اثناى طى مراحل و منازل مرض مفاصل « 3 » عام بر دست و پاى او عارض شده از سوارى عاجز آمده و در محفه نشسته تا به درگاه عالم‌پناه رسيد . چون مرضش علاوه « 4 » بىالتفاتى خاقان صاحب‌قران گرديد ، از آن قضيه جان نبرده در شب يكشنبه دوازدهم شعبان سنهء مذكوره « 5 » از هم گذشت « 6 » . امير خان ولد گلابى بيگ بن امير بيك موسلو « 7 » است . امير بيك در زمان حسن پادشاه به غايت معتبر « 8 » بوده و با امراى پادشاه سعيد ميرزا سلطان ابو سعيد محاربات نموده و در زمستان اين سال قشلاق در تبريز واقع شد و در آنجا امر زفاف اميره دباج « 9 » ملقب « 10 » به مظفر سلطان به اتمام رسيد و خانش « 11 » كه يكى از بنات سراپردهء عصمت و طهارت « 12 » خاقان سكندرشان بود ، به حبالهء وى درآمد « 13 » و سلطان خليل ولد شيخ شاه به درگاه عالم‌پناه آمده اعزاز تمام يافت . درين سال خاقان سكندرشان ايالت استراباد به زينل « 14 » خان نامزد « 15 » فرمود و زين « 16 » السلطان را به حكومت اسفراين تعيين نمود و احمد سلطان افشار را حاكم ولايت فراه ساخت .

گفتار « 17 » در بعضى از وقايع متنوعه كه در شهور تسع و عشرين و تسعمائة حادث شده

خاقان صاحب‌قران نوروز قوى ئيل را كه در روز پنجشنبه بيست و چهارم شهر ربيع الاخر موافق تسع و عشرين و تسعمائة واقع شده ، در تبريز گذرانيدند . در آخر روز سه شنبه بيست و هشتم شهر جمادى الاخر سنهء مذكوره مهتر شاهقلى عربگير لور كابدار « 18 » كه تحويلدار ركاب خانهء خاصهء شريفه بود ، « 19 » بنابر كدورتى كه بر سر معاملهء باقى تحويلات خود از ميرزا شاه حسين نموده بود ميرزا كه مختار الدوله و جملة الملك بود « 20 » ، خنجر از نيام بيرون آورده در هشت بهشت صاحب آباد دار السلطنهء تبريز بر شانهء او زد « 21 » و به قورچيانى « 22 » كه در آنجا حاضر بودند [ 107 ] گفت
هامش
( 1 ) - م ، ن : « و منزل » ندارد ( 2 ) - ن : ميرزا خان ( 3 ) - ب : تفاصل . ن : تفاضل ( 4 ) - م : علاء خاقان ( 5 ) - ن : مذكوره - مز . حاشيه : ذكر عظمت امير خان ( 6 ) - م : درگذشت ( 7 ) - م : موشلو ( 8 ) - م : بود . ب : معتبره بود ( 9 ) - ب ، م : تاج ( 10 ) - ب : « ملقب » ندارد ( 11 ) - م ب ، م ، ن : خانش خانم ( 12 ) - م : طهارت صاحب‌قران ( 13 ) - ن : در آمده ( 14 ) - ب ، م : زين العابدين سلطان ( 15 ) - م : « نامزد » ندارد ( 16 ) - ب ، م ، ن : زين العابدين سلطان ( 17 ) - ن : گفتار در كشتن مهتر شاهقلى عربگيرلو ركابدار ميرزا شاه حسين ( 18 ) - ب : ركابدار خانه خاصه ( 19 ) - ب : « بود » ندارد ( 20 ) - جمله مغشوش است و ظاهرا با چنين باشد : « بنابر كدورتى كه بر سر معامله باقى تحويلات خود از ميرزا شاه حسين ، كه مختار الدوله و جملة الملك بود نموده بود ( 21 ) - م : زده ( 22 ) - ب ، م ، ن : قورچيان