ماه جمادى الآخر سنهء مذكوره به اردوى معلى رسيده به تقبيل عتبهء فلك اساس سرافراز گرديدند .
خاقان صاحبقران به ديدار همايون آن خورشيد طلعت مسرور شده دست او را گرفته به حرم بردند و او را در درون جان و منزل « 1 » جاى داده للگى او را شفقت به ميرزا شاه حسين كردند . امير خان « 2 » را در اثناى طى مراحل و منازل مرض مفاصل « 3 » عام بر دست و پاى او عارض شده از سوارى عاجز آمده و در محفه نشسته تا به درگاه عالمپناه رسيد . چون مرضش علاوه « 4 » بىالتفاتى خاقان صاحبقران گرديد ، از آن قضيه جان نبرده در شب يكشنبه دوازدهم شعبان سنهء مذكوره « 5 » از هم گذشت « 6 » . امير خان ولد گلابى بيگ بن امير بيك موسلو « 7 » است . امير بيك در زمان حسن پادشاه به غايت معتبر « 8 » بوده و با امراى پادشاه سعيد ميرزا سلطان ابو سعيد محاربات نموده و در زمستان اين سال قشلاق در تبريز واقع شد و در آنجا امر زفاف اميره دباج « 9 » ملقب « 10 » به مظفر سلطان به اتمام رسيد و خانش « 11 » كه يكى از بنات سراپردهء عصمت و طهارت « 12 » خاقان سكندرشان بود ، به حبالهء وى درآمد « 13 » و سلطان خليل ولد شيخ شاه به درگاه عالمپناه آمده اعزاز تمام يافت .
درين سال خاقان سكندرشان ايالت استراباد به زينل « 14 » خان نامزد « 15 » فرمود و زين « 16 » السلطان را به حكومت اسفراين تعيين نمود و احمد سلطان افشار را حاكم ولايت فراه ساخت .
گفتار « 17 » در بعضى از وقايع متنوعه كه در شهور تسع و عشرين و تسعمائة حادث شده
خاقان صاحبقران نوروز قوى ئيل را كه در روز پنجشنبه بيست و چهارم شهر ربيع الاخر موافق تسع و عشرين و تسعمائة واقع شده ، در تبريز گذرانيدند . در آخر روز سه شنبه بيست و هشتم شهر جمادى الاخر سنهء مذكوره مهتر شاهقلى عربگير لور كابدار « 18 » كه تحويلدار ركاب خانهء خاصهء شريفه بود ، « 19 » بنابر كدورتى كه بر سر معاملهء باقى تحويلات خود از ميرزا شاه حسين نموده بود ميرزا كه مختار الدوله و جملة الملك بود « 20 » ، خنجر از نيام بيرون آورده در هشت بهشت صاحب آباد دار السلطنهء تبريز بر شانهء او زد « 21 » و به قورچيانى « 22 » كه در آنجا حاضر بودند [ 107 ] گفت
هامش
( 1 ) - م ، ن : « و منزل » ندارد
( 2 ) - ن : ميرزا خان
( 3 ) - ب : تفاصل . ن : تفاضل
( 4 ) - م : علاء خاقان
( 5 ) - ن : مذكوره - مز . حاشيه : ذكر عظمت امير خان
( 6 ) - م : درگذشت
( 7 ) - م : موشلو
( 8 ) - م : بود . ب : معتبره بود
( 9 ) - ب ، م : تاج
( 10 ) - ب : « ملقب » ندارد
( 11 ) - م ب ، م ، ن : خانش خانم
( 12 ) - م : طهارت صاحبقران
( 13 ) - ن : در آمده
( 14 ) - ب ، م : زين العابدين سلطان
( 15 ) - م : « نامزد » ندارد
( 16 ) - ب ، م ، ن : زين العابدين سلطان
( 17 ) - ن : گفتار در كشتن مهتر شاهقلى عربگيرلو ركابدار ميرزا شاه حسين
( 18 ) - ب : ركابدار خانه خاصه
( 19 ) - ب : « بود » ندارد
( 20 ) - جمله مغشوش است و ظاهرا با چنين باشد : « بنابر كدورتى كه بر سر معامله باقى تحويلات خود از ميرزا شاه حسين ، كه مختار الدوله و جملة الملك بود نموده بود
( 21 ) - م : زده
( 22 ) - ب ، م ، ن : قورچيان