گردانيدند « 1 » . ميرزا « 2 » محمد زمان روانهء غرجستان گرديد « 3 » امير اردو شاه كه حاكم آن ديار بود ، به وى ملحق گرديد . و هم درين سال سلطان مراد بن سلطان يعقوب در ولايت اروفه كه از بلاد ديار بكرست به دست اچه سلطان قاجار كه از جانب خاقان « 4 » صاحبقران گيتىستان حاكم آن ديار بود به قتل رسيد و نسل سلاطين آق قوينلو منقطع گرديد .
مجملى از تفصيل قتل سلطان مراد آنكه در حينى كه خاقان صاحبقران متوجه بغداد شد « 5 » ، باريك پرناك ، سلطان مراد را برداشته متوجه شام گرديد . چند مدت در خدمت سلطان قانيسا و « 6 » اوقات گذرانيد و از آنجا آخر به تنگ آمده نزد علاء الدوله ذو القدر رفت . مشار اليه دختر خود را به عقد « 7 » وى درآورد و او را دو فرزند شد ، حسن نام و يعقوب نام . درين سال كه سلطان سليم به جنگ [ 93 ] خاقان صاحبقران مىآمد ، سلطان مراد به وى ملحق گرديد ، خواست كه در جنگ رفيق باشد « 8 » ملازمان او صلاح نديدند ، از سلطان سليم « 9 » جدا گشته روانهء ديار بكر شد . چون به اروفه « 10 » رسيد ، اچه سلطان قاجار كه از جانب خاقان ظفر شعار حاكم آن ديار بود ، با وجود هجوم و كثرت اشرار برگشته روزگار و جمعى امراى آن ديار وقلت عسكر نصرت اثر ، به مؤداى « 11 »
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً »
« 12 » منظور داشته در برابر سلطان مراد علم جدال برافراشته آخر الامر اچه سلطان غالب آمده نامراد را به قتل رسانيد و سر او را با انگشترى او به پايهء سرير اعلى ارسال نمود . اچه سلطان بواسطهء آنكه با هشتصد سوار هشت هزار كس را مغلوب گردانيده بود به قدورميش خان موسوم گرديد . و هم درين سال بديع الزمان ميرزا ولد سلطان حسين ميرزا « 13 » * كه قبل از اين به خدمت خاقان صاحبقران رسيده به موجب حكم جهان مطاع در رى ساكن بود از آنجا بىرخصت به استراباد « 14 » رفت و از ملازمان شيبك خان شكست خورده « 15 » به هند رفت و دو سال در هند ماند « 16 » و باز در خراسان به ملازمت صاحبقران رسيد و رعايت يافت و مقرر شد كه در شنب غازان تبريز ساكن شده هر روز مبلغ « 17 » هزار دينار به جهت خرج به او و اصل گردانند « 18 » . چون سلطان سليم به تبريز آمد ميرزا بديع الزمان را رعايت كلى كرده با خود همراه برد و بعد از مدت چهار ماه در روم به علت طاعون فوت شد . و هم درين سال ملك محمود جان « 19 » ديلمى كه از كابرد يالمهء قزوين بود و مدتى « 20 » وزارت يعقوب پادشاه كرده « 21 » بود و بعد از آن به وزارت خاقان صاحبقران سرافراز شد « 22 » * رحلت نمود .
هامش
( 1 ) - م : گردانيد
( 2 ) - ب ، م ، ن : « ميرزا » ندارد
( 3 ) - م : شده
( 4 ) - ب ، م ، ن : سلطان . مز . حاشيه : كشته شدن نامراد و انقطاع دولت آققوينلو بعد از دوازده سال جنگ الوند
( 5 ) - م : گشت
( 6 ) - ب ، ن : سلطان قانيسات
( 7 ) - ن : برداشته بر عقد او درآورده
( 8 ) - ب : گرديد . م ، ن : گردد
( 9 ) - ب ، ن : « سليم » ندارد
( 10 ) - ن : اردوقه
( 11 ) - ب : موادى
( 12 ) - سوره 2 آيه 249
( 13 ) - مز : ميرزا را
( 14 ) - ب : استراد
( 15 ) - ن : گشت خوره
( 16 ) - ن : مانده
( 17 ) - ن : « مبلغ » ندارد
( 18 ) - ن : گردانند
( 19 ) - ن : « جان » ندارد
( 20 ) - ب : مدت
( 21 ) - م : كرده و
( 22 ) - ن : شده