تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
مىآمد ، اتفاقا وقتى رسيد كه لشكر اوزبك از هم پاشيده بود . مغول خانم را برداشته خايفا خاسرا متوجه بخارا گرديد . شعراى * روزگار هر كدام در باب فتح نامدار تاريخها گفتند ؛ از آن جمله اين تاريخ و رباعى كه بر « 1 » فتح خراسان و عراق دالست « 2 » ثبت افتاد « 3 » :
منت ايزد را كه در فتح عراق * آمد و فتح خراسان كرد شاه
آن شهنشاهى كه پيشانى نهاد * روز و شب بر خاك راهش مهر و ماه
شاه اسمعيل بن حيدر كه هست * خسرو جم حشمت انجم سپاه
با خرد گفتم بگو تاريخ او * پادشاه عالى گيتى پناه
* * *
شاهى كه جهان همچو سليمان بگرفت * هرجا كه قدم نهاد آسان بگرفت
در نهصد و شش گرفت او ملك عراق * در نهصد و شانزده خراسان بگرفت
و هم درين سال در دار السلطنه هرات ، ميرزا سلطان اويس بن ميرزا سلطان محمود بن سلطان ابو سعيد ميرزا « 4 » مشهور به خان ميرزا كه سلطنت حصار شادمان و بدخشان به دو متعلق بود ، با پيشكش فراوان به خدمت خاقان سكندرشان آمده نوازش بسيار كرده به الكاى خود مراجعت نمود و بعضى از ظرفا « 5 » ، تاريخ فتح خراسان را « فتح شاه دين پناه « 6 » » ، و قتل شيبك خان را « هلاك خرس » يافته « 7 » و حاكم مازندران آقا رستم روز افزون ، روزى « 8 » پيش از فتح خراسان بر زبانش جارى شده بود كه دست من است « 9 » و دامن شيبك خان . خاقان صاحب‌قران حكم فرمود كه درويش محمد آقا يساول ، يك دست شيبك خان « 10 » را به مازندران برده در دامن آقا رستم اندازد « 11 » . بنا بر آن ، آقا رستم از بيم و « 12 » اعراض درين سال فوت شد . بعد ازو پسرش آقا محمد به اتفاق مير عبد الكريم و خواجه مظفر بتكچى متوجه اردوى خاقان سكندرشان شدند ، و در حوالى سمنان به اردوى همايون رسيدند و مبلغ سى هزار تومان به رسم ترجمان قبول نمودند .
هامش
( 1 ) - ب ، ن : در ( 2 ) - ، م ، ن : دانست ( 3 ) - ن : ببت ( 4 ) - م ، ن : ميرزاى ( 5 ) - ن : « ظرفا » ندارد ( 6 ) - ن : « پناه » ندارد ( 7 ) - مز ، ب ، م ، ن : يافته با پيش‌كش فراوان آمدند . حاكم مازندران . . . ( 8 ) - م : « روزى » ندارد . ن : دو روز ( 9 ) - م : من است دامنت و دامن شيبك ( 10 ) - م : « خان » ندارد ( 11 ) - م : اندازند ( 12 ) - م : « و » ندارد
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 114 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى