شكست خورده به درگاه عالم پناه آمد . بيرام بيك قرامانلو او را استقبال كرده ، به موجب فرمان خاقان صاحبقران به مجلس بهشت آيين درآورد « 1 » و در جاى مناسبى قرار گرفته * به عنايت - بىغايت و رعايت بىنهايت سرافراز شد « 2 » .
گفتار « 3 » در رفتن خاقان صاحبقران نوبت ديگر به جانب شروان
خاقان جنت مكان چون نوروز « 4 » لوىييل كه در روز دوشنبه سلخ ذى قعدهء سنهء خمس عشر « 5 » و تسعمائة اتفاق افتاد به خاطر خوش و دل شاد در شيراز گذرانيدند ، از آنجا متوجه عراق عجم شده « 6 » به آذربايجان نزول اجلال فرمودند [ 67 ] و قشلاق در خوى مقرر شد . خاقان سكندرشان در ميان زمستان كه سرما به نهايت رسيده و برودت هوا به غايت انجاميده بود ،
چرخ پوشيده رخ خويش به سنجاب سحاب * در پس پرده شده ماه جهانتاب مقيم
اثر آتش سوزنده چنان شد باطل * كاندر و گشت نهان معجزهء ابراهيم
گر بر افشانده شدى « 7 » سوى هوا باده و آب « 8 » * آمدى باز يكى لعل و يكى در يتيم
پيوسته ابراز هوا چون دست كريمان سيم « 9 » مىپاشيد و جان از آسيب سرما چون دل مخالفان از بيم مىلرزيد ، از خوى علم هدايت آيت به جانب شروان برافراختند و موكب عالى بعد از طى مراحل و منازل به كنار آب كر رسيدند « 10 » ، از جسرى « 11 » كه به امر مطاع بسته بودند عبور فرمودند و شيخشاه والى آنجا از توجه آن خسرو عاليشان اطلاع يافته در قلعهء بيغرد « 12 » تحصن نمود . بعد از آن اردوى گردون شكوه به صوب باكو « 13 » در حركت آمد . كوتوال آن - حصار با تحف و هدايا به درگاه عالم پناه شتافته به انعام و تشريفات خاص اختصاص يافته ، خاقان كامران از باكو به شابران رفت . والى « 14 » آنجا از توجه آن خسرو عالى شأن واقف شد ، اقبال مثال به استقبال شتافت و غاشيهء متابعت بر دوش گرفته منظور التفات گشت .
هامش
( 1 ) - ن : آورده
( 2 ) - ن : شده
( 3 ) - ن : توجه نمودن صاحبقران سليمان مكان از شيراز به طرف شيروان
( 4 ) - مز ، ب : در لوئيل
( 5 ) - مز ، ب : « و تسعمائه » ندارد
( 6 ) - ب ، م : شد
( 7 ) - ب : شدى هوباده
( 8 ) - م : تاب
( 9 ) - ن : درم
( 10 ) - ب ، م . ن : رسيد
( 11 ) - م : جسر
( 12 ) - ب : بيغرو
( 13 ) - ن : باكويه
( 14 ) - ب : و الا