در دفع آن سبع از خاقان شيرشكار رخصت طلبيده « 1 » آن اعليحضرت « 2 » قبول نمود و خود به نفس نفيس نزديك آن سبع رفته ، بيك چوب تير آن شير دلير را بر خاك هلاك انداخت :
برآمد فغان زآسمان و زمين * كه بر دست و بازوت باد آفرين
و در تاريخ فتح بغداد و سعادت زيارت نجف اشرف مرحومى خواجه مير محمد منشى ، ع :
« امير المؤمنين حيدر على بن ابى طالب » يافته « 3 » . بعد از آن خاقان سكندر شأن « 4 » متوجه تسخير خوزستان « 5 » و حويزه گرديده حاكم آن ديار سلطان فياض مشعشعى از توجه آن اعليحضرت اطلاع يافته عنان به صوب فرار تافت و در اثناى راه [ 65 ] مير نجم و لله بيك و بهرام « 6 » بيك را « 7 » به تاخت « 8 » الكاى « 9 » شاه رستم « 10 » عباسى « 11 » مأمور ساخته ، لواى كشورگشايى به صوب حويزه نهضت نموده قلع و قمع طوايف مشعشع نموده تمامى آن ولايت به تصرف احباى دولت قاهره درآمد و امرا به هر يك از آن بلاد تعيين فرمودند و حكام شوشتر « 12 » و دزفول ، با تبركات لايقه به آستان عرش آشيان توسل « 13 » جسته به طواف خسروانه اختصاص يافتند و مقارن اين حال ، شاه رستم كمر اطاعت و عبوديت بر ميان جان بسته به شرف بساط « 14 » بوسى رسيد و خاقان جنت - مكان زمام « 15 » ايالت خرم آباد و تمامى لرستان « 16 » به دو تفويض فرمود و از راه كوه كيلويه به دار الملك شيراز تشريف برده قشلاق در آن بلده طيبه واقع شد . و هم در آن اوقات اخى بيك كه به رسالت نزد مير علاء الملك « 17 » والى لار رفته بود ، با تحف « 18 » و هداياى بسيار به درگاه آن خسرو كامگار آمده ، اظهار فدويت و عرض رقيت نمود . و هم در اين سال حسب الصلاح مير نجم گيلانى ، امير يار احمد خورانى « 19 » اصفهانى * وزير ، ملا شمس اصفهانى مستوفى ديوان اعلى شدند .
گفتار « 20 » در محاربهء خان محمد استاجلو باكور شاهرخ ذو القدر *
در اول فصل بهار كه سپاه رياحين و ازهار روى به اطراف « 21 » بساتين « 22 » و كنار جويبار « 23 » نهاده « 24 » و بلبل بىتحمل به عشق سلطان « 25 » گل گرفتار گشته ، رخت شكيبايى به باد فنا داده ، خان -
هامش
( 1 ) - م : طلبيدند
( 2 ) - ن : عالى حضرت
( 3 ) - ب : گفته . م : آمد . ن : ندارد
( 4 ) - ب ، م : نشان
( 5 ) - ب ، م : خوزاستان
( 6 ) - م ، ن : بيرام
( 7 ) - ن : « را » ندارد
( 8 ) - ن : به تاخت فرستاد
( 9 ) - ب ، م : الگاه
( 10 ) - ب : رستم شاه
( 11 ) - ب ، م : عباس
( 12 ) - ب ، م ، ن : ششدر
( 13 ) - م : توصل
( 14 ) - ب ، م : آستان
( 15 ) - ب ، م : زمان
( 16 ) - ب ، م : لرستان
( 17 ) - ب ، م ، ن : على الملك
( 18 ) - ب ، م ، ن : تحفه
( 19 ) - ب ، م : خورانى مز :
( 20 ) - ن : ذكر محاربه نمودن خان محمد استاجلو با علاء الدوله ذو القدر كرت ثانى
( 21 ) - ب ، م ، ن : به اطراف جوى
( 22 ) - ب ، م : بساطين
( 23 ) - ن : « جويبار » ندارد
( 24 ) - ب ، م : نهادند
( 25 ) - ن : سلطان با كمال