ساروقيلان با سيصد نفر از ذو القدر از اسب افتاده بود « 1 » و جنگ مىكرد « 2 » خان محمد ويرا شناخته حكم كرد كه او را با لشكر گرفته به نظر آوردند « 3 » . اردوانه بيك نيز « 4 » دستگير گشته درين جنگ هفتصد كس نامى و سى مير كه صاحب علم بودند از مردم ذو القدر به قتل آمدند . چون ساروقپلان نزد خان محمد رسيد دست در دامن وى زده التماس نمود كه مرا زنده به درگاه خاقان اسكندرشان روانهساز وى قبول كرده آخر به تحريك بعضى از مردم او را با اردوانه « 5 » بيك به قتل آورده سرهاى آن جماعت را به درگاه عرش اشتباه روانه گردانيدند . مسرعى كه جهت ايصال اين اين فتح به اردوى معلى فرستاده بودند ، در قشلاق خوى به اردوى همايون رسيده كيفيت را به مسامع عز و جلال رسانيد و مشمول عواطف بىدريغ گرديده به جانب ديار بكر مراجعت كرد . بعد از آن خان محمد فتح قلعه « 6 » حميد را پيش نهاد همت ساخت و قايتمس بيك روزى چند شرايط « 7 » حصار دارى بجا آورده ، عاقبت كلانتر شهر احمد چلبى به دلالت بخت فيروز از قايتمس بيك رو گردان شده از برجى غازيان را بالا برده امير قايتمس دستگير گشته به عقوبت تمام مقتول گرديد . خان محمد در حميد « 8 » متمكن شد [ 63 ] وصيت شوكت آن مير صاحب دولت از ايوان كيوان در گذشت و علاء الدوله ذو القدر به بخت بسيار و رنج بيشمار گرفتار شد .
گفتار « 9 » در لشكر كشيدن خاقان صاحبقران به جانب عراق عرب و فتح بغداد به توفيق رؤف عباد
خاقان سكندرشان « 10 » چون نوروز ئيلان ئيل را در روز يكشنبه نوزدهم شهر ذى قعده موافق سال اربع و عشر و تسعمائة در الكاى عليشكر به عيش و كامرانى دريافتند ، ارادت عزيمت عراق عرب به خاطر عاطر آن اعليحضرت راه يافته خليل « 11 » آقاى يساول را تاج و خلعتهاى فاخر داده ، با حكم جهان مطاع جهت باريك پرناك كه * والى بغداد بود فرستاده او را به ملازمت طلب فرمودند . باريك او را تعظيم كرده خود و لشكريانش « 12 » تاج پوشيدند و به جهت خاقان جنت مكان پيشكشهاى پادشاهانه مرتب گردانيده آنها را مصحوب ابو اسحق
هامش
( 1 ) - ن : بودند
( 2 ) - ن : كردند
( 3 ) - ب : آوردهاند
( 4 ) - ن : نيز او را دستگير كرده
( 5 ) - ب : به اردوانه
( 6 ) - م : قرا حميد
( 7 ) - ن : به شرايط
( 8 ) - م : قرا حميد
( 9 ) - ن : توجه نمودن خاقان سكندرشان از قلمرو عليشكر به جانب عراق عرب و آنچه در آن اوان روى نمود
( 10 ) - ن : صاحبقران
( 11 ) - م : خليل آقا پرناك
( 12 ) - ب ، م ، ن :
لشكرى او