تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
و ضلال « 1 » به جانب قراداغ رفته بود قاصدى « 2 » رسيده معروض داشت كه اميرزاده الوند با چند لوند يعنى معدودى چند در نخجوان نشسته محمد قراجه را با زمره‌اى از سپاه آذربايجان به جانب گنجه فرستاد تا از گذر قويين اولمى « 3 » گذشته به بلاد « 4 » شروان درآيد « 5 » . و حسن بيك شكراغلى را به گرمارود « 6 » ارسال نموده كه از آن طرف به صوب آن ولايت توجه نمايد . بعد از عرض اين اخبار خسرو با اقتدار ترك محاصره كرده به استصواب امراى نامدار مثل حسين بيك لله و ابدال بيك دده و محمد بيك استاجلو و عبدى بيك شاملو و خادم بيك ، عازم دفع الوند گشت و فرمان داد تا كشتيها جمع ساخته به بستن جسر بر معبر جواد مبادرت نمايند و حسن ميرزا به فرمان اعلى ، به تكميل جسر « 7 » پرداخته از آب بگذشت . آنگاه پادشاه دريا دل كنار آب را منزل ساخته در آن اوان غازيان « 8 » رستم توان بر جسرى كه احداث يافته بود عبور نمودند . پادشاه ذى شوكت همگى همت صرف محاربه اعداى دين و دولت كرده نخست فوجى از شجعان را به قراولى تعيين فرمود . نوروز اين سال * ايت ئيل شنبه دوم رمضان المبارك سبع و تسعمائة بود .

تمهيد « 9 » بساط سخن در عزم اميرزاده الوند از پى جنگ خسرو دولتمند و حصول استعداد طرفين په ظهور فتنه وشين

اميرزاده الوند « 10 » ولد يوسف بيك بن حسن پادشاه كه در آن اوان به فرمان فرمايى بلاد آذربايجان مشغولى مىنمود ، از فتوحات شاه [ 47 ] كه در ممالك « 11 » شروان وقوع يافت آگاه شد و « 12 » با خود انديشه نمود « 13 » كه اگر اقبال و دولت پادشاه غضنفر صولت به دستور اوقات گذشته در تزايد باشد ، بىشك عزم رزم اينجانب جزم كرده قاصد تسخير مملكت « 14 » آذربايجان گردد « 15 » و لايق آن كه قبل از فراغ وى از تسخير و سرانجام مهام آن « 16 » ممالك دست اقتدارش را كوتاه سازيم . غافل از آن كه دستى كه به امداد اقتدار « 17 » منتقم جبار قوى گشته او را زبردستان ذوى « 18 » الاقتدار ضعيف نتوانند گردانيد « 19 » و صاحب دولتى را كه كريم متعال بر مسند
هامش
( 1 ) - مز ، ب : ظلال ( 2 ) - ن ، م : قاصد ( 3 ) - ن : قوئين اويلى ( 4 ) - ن : ندارد ( 5 ) - م : در آمد . ن : در آمده ( 6 ) - ن : گيرماورد ( 7 ) - ن : ميل ( 8 ) - م : اوان پادشاه رستم توان . ب : اوان رستم توان ( 9 ) - ن : ذكر رفتن عساكر نصرت ماثر بر سر الوند حصول استعداد . . . ( 10 ) - م : الوند و يوسف ( 11 ) - ن : ملك ( 12 ) - ن : « و » ندارد ( 13 ) - م : نمودند ( 14 ) - ن : « مملكت » ندارد ( 15 ) - ن : شده . ب : گردد و ( 16 ) - ن : « آن » ندارد ( 17 ) - ب ، م : اقدار ( 18 ) - ب : ذوى گشته الاقتدار ( 19 ) - ن : ساخت