تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
انداختند . زره از دست ايشان به هزار ديده خونريز و خود از فرقشان « 1 » چون دل خونين گرفتار ان بتان فتنه‌انگيز . سپر [ را ] « 2 » از صدمت گرز پشت شكسته ، و كمان را از وصول تيغ رشته حيات گسسته . و از جانب اميرزاده الوند ، سرهنگان معركه كين و بهاداران شجاعت آيين آثار مردى و مردانگى به ظهور رسانيدند و بسيارى از حريفان بزم رزم را جرعه فنا نوشانيدند و چون يك چند مهم « 3 » جدال برين منوال بوده وصال شاهد ظفر پادشاه فريدون‌فر را دست نداد ، شبديز جرأت را به مهمير « 4 » عزت تيز ساخته و تيغ ذو الفقار آثار آخته ، با نفس همايون بر صف مخالفان زبون تاخت و مانند باز بلند پرواز يا شاهين سرعت آيين « 5 » كه صيد را در جو هوا گرفته بر خاك افكند ، چند كس را به منقار حسام خون‌آشام از پشت زين به زمين انداخت . و اين فتح در شهور سنه سبع و تسعمائة روى نمود . فارسان ميدان اخلاص و شجعان معارك اختصاص كه اين دلاورى از آن شهسوار مضمار سرورى مشاهده نمودند ، به هيئت اجتماعى « 6 » بر اعدا حمله كردند و صمصام انتقام بر دشمنان ناتمام خوابانيده دمار از روزگار ايشان برآوردند و از اعاظم امراى الوند مانند « 7 » قرچغاى محمد و لطيف بيك و سيدى غازى بيك « 8 » احفاد پيلتن بيك با هشت هزار نفر « 9 » سپاهى را به قتل رسانيده سلك جمعيت وى را به تيغ آفتاب شعاع انقطاع دادند . اميرزاده الوند جان به تك « 10 » پا بيرون برده از روى اضطرار با نفر « 11 » اندك و خوف بسيار از معركه كارزار فرار نموده به طرف ارزنجان « 12 » شتافت [ 49 ] و در آن معركه صداى يك تفنگ استماع لشكريان شد و اول تفنگى كه در ايران * پيدا شد آن بود . بعد از آن نسايم نصرت شمايم فتح و فيروزى از مهب « الا ان للّه فى ايام دهركم نفحات » بر اعلام ظفر اعلام شاه گردون غلام وزيد . ع « 13 » : آنچه طلب مىنمود از مدد بخت يافت .

گفتار « 14 » در رفتن خاقان صاحبقران جلوريز به دار السلطنه تبريز

چون خاقان جمجاه به يمن عنايت آله و توجه حضرت * رسالت پناه و ائمهء هدى سلام اللّه « 15 » عليهم اجمعين ، الوند را منهزم ساخته « 16 » آن قدر يراق و جهات و اسباب به دست معسكر
هامش
( 1 ) - م : حربشان ، ن : حزن ايشان . ( 2 ) - ب : سردار - م : سپروان . ن : سرداران را مز : سپروار ( 3 ) - ن : مردم ( 4 ) - ب : برساخته . م : مهميز تير ساخته . ن : مهميز ئرم ساخته ( 5 ) - ب ، م : به زمين انداخت . ن : بر زمين انداخت ( 6 ) - م ، پ ، ن : اجتماع ( 7 ) - م : « مانند » ندارد ( 8 ) - ب : بيك آقا و سامن بيك با هشت هزار . م : بيك و ساين بيك با هشت هزار . ن : بيك و سامن بيگ با هشت هزار ( 9 ) - م : هزار نفر به قتل ( 10 ) - ب ، م : به نك ( 11 ) - ن : بانفرى ( 12 ) - ن ، م : آذربايجان ( 13 ) - ن : مصرع ( 14 ) - ن : توجه نمودن شاه جمجاه ستاره سپاه بصوب دار السلطنه تبريز ( 15 ) - ن : « اللّه » ندارد ( 16 ) - ب ، م ، ن : ساخت
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 72 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى